شما اینجا هستید: Home مرکز مطالعات بحران حاشیه نشینی در آذربایجان جنوبی(1)

بحران حاشیه نشینی در آذربایجان جنوبی(1)

چالش­ها و تهدیدها

بخش اول : طرح مسئله

چکیده

    اسکان غیر رسمی یکی از چهره‌های بارز شهری است که درون یا مجاور شهرها، به شکل خودرو و فاقد  مجوز ساختمانی و برنامه رسمی شهری با تجمعی از اقشار کم‌درآمد و سطح نازلی از کمیت و کیفیت زندگی شکل می‌گیرد و با عناوینی همچون حاشیه‌نشینی، سکونتگاه‌های خودرو و نابسامان و اجتماعات آلونکی نامیده می‌شود.

این پدیده امروزه نه تنها در شهرهای بزرگ، بلکه در شهرهای متوسط و کوچک نیز مشاهده می‌شود در نتیجه سیاستهای اقتصاد سیاسی میباشد بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر  بررسی حاشیه­نشینی در شهرهای مختلف(بزرگ، کوچک ومیانه اندام) آذربایجان ومقایسه نحوه ونوع این سکونت­گاهها با شهرهای مناطق فارس نشین ومقایسه طرحهایی که برای رفع این معضل در دنیا ودر سطح ایران انجام شده است میباشد   . روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی می‌باشد، بعبارت دیگر اغلب داده های مورد نیاز مقاله حاضر از طریق مطالعات اسنادی و میدانی اعم از کتابخانه ای، مصاحبه با مقامات محلی، مشاهده و پرسشنامه جمع آوری شده و با استفاده از شاخص‌های متعدد اجتماعی، اقتصادی و کالبدی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند.

مقدمه

   اسکان بشر، نقشی تمدن ساز در فرایند تاریخی توسعه‌ی جوامع داشته است. در این فرایند، شهرها، به مثابه برترین سطح اسکان، کانون ایفای این نقش بوده‌اند. چشم‌انداز توسعه‌ی جهانی نشان می‌دهد که این نقش همچنان تداوم دارد و این مهم در گرو برپا کردن و نگاهداشتن شهرهایی است مولد و پایدار، با محیطی قابلیت‌زا، مناسب زیست و فعالیت، و حفاظت‌کننده محیط زیست.

   از پدیده‌های عمده‌ی ناپایدارکننده‌ی شهری به ویژه در کشورهای در حال توسعه گونه‌ای شهرنشینی با مشکلات حاد موسوم به اسکان غیررسمی است که بنابر مشاهدات جهانی در حال گسترش فزاینده است (صالحی امیری و همکاران، 1389: 2). مسکنهای غیر معمول، خیابان‌ها و کوچه‌های تنگ و باریک، مشکلات زیست‌محیطی و بهداشتی، فزونی و تراکم بالای جمعیت، فقر فرهنگی و آسیب‌پذیری بالا در برابر حوادث طبیعی، سطح پایین برخورداری از امکانات و تسهیلات زندگی، عدم برخورداری لازم از امکانات، تأسیسات و خدمات شهری، اشتغال غالب در مشاغل غیر رسمی، تصرف غیرقانونی زمین و ... از ویژگیهای این پدیده می‌باشد (میره، 1388: 9).

   اسکان غیر رسمی به سبب ایجاد فقر و گسترش آن و نیز به مخاطره انداختن محیط زیست و تحمیل هزینه‌های سنگین برای حل مشکلات، تهدیدی جدی برای پایداری و انسجام جامعه شهری تلقی شده به گونه‌ای که نیاز جدی به اتخاذ تدابیر ویژه‌ای برای ساماندهی وضعیت کنونی و جلوگیری از گسترش آن در آینده بایستی در دستور کار مدیران و دولتمردان قرار بگیرد (فدایی، 1388: 29).

   از آنجا که اسکان غیر رسمی از زمینه‌ای فراتر از مکان آن نشأت می‌گیرد و بر محیطی فراتر از آن نیز تأثیر می‌گذارد، چاره‌جویی این مسأله به سیاستگذاری و اقداماتی نه فقط در سطح محلی آن، بلکه در سطح ملی نیاز دارد و به نظر می‌رسد که راه‌حل در نگاهی نو به برنامه‌ریزی شهری و سیاست‌های اسکان شهری است.

   اسکان غیر رسمی در جهان فراگیر بوده و خاص کشورهای مشخصی نمی‌باشد. نه تنها در کشورهای جنوب، بلکه در کشورهای شمال هم می‌توان نمونه‌های متعدد، اما متفاوت از هم را پیدا کرد. ایران نیز به عنوان یکی از کشورهای درحال توسعه با مسأله اسکان غیر رسمی مواجه می‌باشد (خاکپور و همکاران، 1390: 157). برآورد می‌شود تا سال 1400 شهرنشینان ایران دو برابر خواهند شد یا به حدود 72 میلیون نفر خواهند رسید. در این میان حدود 30 درصد از شهرنشینان جدید یا بیش از 10 میلیون نفر، کم‌درآمد خواهند بود که بین 5 تا 7 میلیون نفر آن‌ها در صورت ادامه شرایط کنونی برنامه‌ریزی‌ها، بسوی اسکان غیر رسمی در شهرهای بزرگ و کلانشهرها رانده خواهند گشت (اطهاری، 1381: 25). اسکان غیر رسمی پدیده‌ای است که نه تنها در شهرهای بزرگ بلکه در شهرهای متوسط و کوچک نیز مشاهده می‌شود .

شهرهای واقع در آذربایجان هم ماند سایر شهرهای بزرگ وکوچک دنیا وبخصوص جهان سوم با پدیده حاشیه­نشینی مواجه شده است وبا توجه به کم توانی این شهرها وعدم وجود ساختاری پایدار برای توسعه این شهرها از جنبه­های مختلف(عدم سرمایه گذاری زیرساختی، توسعه ناپایدار، ازبین رفتن توان اکولوژیکی وبطورکلی نبود برنامه مدون برای توسعه سالم وپایدار ) بمراتب بیشتر از سایر شهرها از این مسئله آسیب خواهند دید و آینده این شهرها بخصوص شهرهای بزرگی مانند تبریز دارای توان لرزه خیزی و شهرهایی دارای پتانسیل کشاورزی مانند موغان، بلحاظ توسعه پایدار در هاله­ای از ابهام خواهد بود.

2-1- اهمیت و ضرورت موضوع

امروزه جهان سوم با مسئله­ای با عنوان حاشیه­نشینی مواجه گردیده است که حاصل مسائلی از جمله مدرنیزه شدن و عدم هماهنگی بخش­های مختلف اقتصادی( صنعت، کشاورزی، خدمات وبه تازگی فناوری اطلاعات  ) می­باشد وازطریق مهاجرتهای مختلف "اغلب روستا – شهری" نمایان گردیده است بطوریکه شهرهای مختلف آذربایجان نیز با شدت بیشتری از این فرایند آسیب­پذیر گشته­اند چرا که با دلایلی مانند افت و از بین رفتن کشاورزی وبطور کلی از بین رفتن پتانسیل منطقه آذربایجان، مهاجرتها تشدید شده است بطوریکه روستاهای زیادی در این منطقه خالی از سکنه گردیده است وبدلیل عدم اهمیت روستاهای موجود در مناطق آذربایجان وعدم تمایل ساکنان برای بهبود سازه های فیزیکی روستایی سبب آسیب پذیری بیشتر در بلایای طبیعی (مثال: زلزله اخیر قارا داغ) گردیده است واین مهاجران که فاقد توانایی مالی وتخصصی هستند در شهرهایی سکنی می­گزینند که در جوابگویی جمعیت شهری خود عاجز هستند ولذا در دراز مدت مسبب انواع هزینه­هایی میگردد که نتیجه سهل­انگاری مدیران شهری و دستگاههای بالادست میباشد . از طرف دیگر اهمیت مسئله از اینجا ناشی میشود که جمعیت حاشیه نشین ومحلات دارای این جمعیت بستر انواع شکنندگی و عدم مقاومت از لحاظ مختلف(طبیعی:ویرانی در برابر زلزله بدلیل کم دوامی سازه اجتماعی: بستر انواع بزهکاری، سیاسی: ابزار چرخان ایدئولوژیهای مختلف، اقتصادی: فقر فرهنگی : بیسوادی و پایین بودن شعور اجتماعی و ...)میباشند ولذا تحقیق در این موضوع ضرورتی بالاتر از واجب است.

3-1- حاشیه نشینی چیست؟

شيوه اي از سكونت و زندگي در شهرها است كه عمدتاً توسط گروههاي كم درآمد و محروم جامعه خارج از برنامه رسمي شهرسازي و متفاوت از الگوي متعارف تأمين مسكن و تسهيلات آن، شكل مي گيرد.

فقر به عنوان یک عامل اصلی و علتی ساختاری از ابعادی پیچیده و چند وجهی برخوردار است.

اسکان غیررسمی در ابعاد محلی تا حد زیادی ناشی از ناکارآمدی نظام برنامه ریزی و فراگیر نبودن قوانین و مقررات شهری و برون افتادن یک گروه اجتماعی از دایره مسکن رسمی است.

اصطلاح حاشیه نشینی یا زاغه نشینی و .. در کشورهای در حال توسعه به محلات فقیر نشینی اطلاق می‌شود که در اطراف شهرهای بزرگ به وجود آمده و ساکنین این مناطق به علل گوناگون نتوانسته‌اند جذب نظام اقتصادی- اجتماعی شهر شده تا از امکانات و خدمات شهری استفاده نمایند.

حاشیه نشینان به کسی گفته می‌شود که در شهر سکونت دارد ولی به علل گوناگون نتوانسته است جذب نظام اقتصادی شهر شود و از خدمات شهری استفاده نماید. حاشیه نشینان بیشترافراد مهاجر و روستایی و عشایر و کمتر شهری (از شهرهای دیگر یا خود شهر) هستند که اغلب فاقد مهارت لازم شهری و بعضا غیرماهرند این افراد بیشتر به علت عوامل رانش زادگاه خود افزایش بی رویه جمعیت، توزیع نامتناسب و ناعادلانه امکانات در سطح کشور به بهانه عدم توجیه اقتصادی، عدم حمایت از مشاغل بومی و پایه ای در روستاها و شهرهای کوچک و از سوی دیگر پدیده های طبیعی مانند سیل، خشکسالی، سرمازدگی محصولات کشاورزی، آفات دامی، ناامنی و....و به دلیل عوامل جاذب شهری زادگاه خود را ترک کرده و به شهرها روی می آورند آنها به دلیل عدم تطبیق با محیط شهری از یک سو و بر اثر عوامل پس ران شهری از سوی دیگر از محیط شهری پس زده می شوند و به تدریج در کانونهای به هم پیوسته و یا جدا از یکدیگر در قسمت هایی از شهر سکنی می گزینند.

حاشیه نشینی عبات است از وضع زندگی تمام کسانی که در جامعه شهری ساکنند ولی از نظر درآمد، بهره‌گیری از امکانات و خدمات در شرایط نامطلوبی به سر می‌برند. در واقع کلیه‌ی کسانی که از حالت تولیدی گذشته خود بیرون آمده و به صورت مازاد نیروی انسانی در حاشیه شهرها سکنی می‌گزینند. حاشیه ، فرهنگ مخصوص به خود دارد و این فرهنگ یک شوه‌ی زندگی است. فرهنگ حاشیه نشینی بازتاب شیوه زندگی طبقات پایین اجتماع است که معمولاً فرهنگ فقر شناخته می‌شود. تقریبا اکثر کشورهای جهان اعم از پیشرفته یا عقب نگه داشته شده دوره هایی از حاشیه نشینی را در شهرهای  خود تجربه کرده‌اند اما مشکل اصلی در کشورهای جهان سوم نهفته است. حاشیه نشینی یا اسکان غیر رسمی از جمله پدیده های ناشی از شهرنشینی شتابان معاصر و از جلوه های بارز فقر شهری است که در شکلی برنامه ریزی نشده و خودروی در درون یا اطراف شهرها ظاهر شده اند .

آنچه از تعاریف گوناگون بر می‌آید آن است که : حاشیه نشینی در کشورهای در حال توسعه ، غالباً از مهاجرین  تشکیل می‌شود که بنا به علل مختلف ، شهرهای بزرگ را هدف قرار داده‌اند، ولی به دلیل پایین بودن سطح مهارت‌های فنی و فقدان سرمایه‌کافی ، قدرت ورود به متن اصلی شهر را نداشته و ناگزیر به پذیرش زندگی حاشیه ای شده‌اند، مکان گزینی  این قبیل اجتماعات، اغلب، در زمینهای نامرغوب و یا اراضی حاشیه‌ی شهرها و به صورت غیر قانونی صورت گرفته است. فقر اقتصادی، پایین بودن سطح سواد و بالا بودن میزان جرائم و کمبود خدمات زیر بنایی و مساکن بی‌دوام و خلق الساعه ، از خصوصیات مشترک مناطق حاشیه نشین به شمار می‌رود. به عبارت ساده‌تر می‌توان گفت، مناطق حاشیه‌نشینی، محدوده‌های خاصی از شهرها هستند که به لحاظ شرایط اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و کالبدی ، تفاوت آشکاری با سایر مناطق شهر دارند.

4-1- معیارهای تشخیص اسکان غیر رسمی

   اسکان غیر رسمی،­ پدیده‌ی نابرابری و فقر اقتصادی و از سویی نادیده‌انگاری اقشار کم درآمد در برنامه‌ریزی‌ها به ویژه برنامه‌ریزیهای کالبدی و مسکن شهری است که اغلب در حوزه‌های تمرکز ثروت نمودار می‌گردد. فقر اقتصادی و توزیع و تمرکز جغرافیایی نابرابر ثروت در کشورهای در حال توسعه موجب مهاجرت گسترده‌ی جمعیت از حواشی فقر به سوی مراکز ثروت به منظور برخورداری از فرصتهای اشتغال، درآمد،­ خدمات بیشتر و امید به آینده‌ای بهتر گردیده است. در این فرآیند مهاجران به شهرها به خاطر عدم توان و جذب اقتصادی در متن و زندگی در فضای داخلی شهرها،­ در حواشی و پیرامون آنها به صورت غیر رسمی اسکان می‌یابند (قرخلو و همکاران، 1388: 1­).

  اسکان غیر رسمی از جنبه‌های مختلفی همچون ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی دارای ویژگیهای مشخصی است که بطور اساسی به تشخیص این پدیده کمک می‌نماید.

1-4-1- ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی

   اغلب ساکنین سکونتگاههای حاشیه‌نشین دارای درآمدی ناچیز و جزء طبقات پایین جامعه می‌باشند. آنها یا بصورت کارگر روزمزد و یا در بخشهای غیررسمی کار می‌کنند. اغلب آنها دستمزدی نزذیک به حداقل دستمزد را دریافت می‌نمایند و گاهی بعضی از خانواده‌ها با کار در شغلهای نیمه وقت سطح درآمد بالاتری دارند. اغلب حاشیه‌نشینها را مهاجران (از روستا به شهر و یا از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ) تشکیل می‌دهند و بعضی از آنها نیز از نسل دوم و یا سوم حاشیه‌نشینها می‌باشند (آقا محمدی، 1389: 6). سطح سواد پایین از ویژگیهای اجتماعی ساکنین محلات غیررسمی می‌باشد که نسبت بی سوادی در میان زنان بسیار بیشتر از مردان است (مشکینی و همکاران، 1389: 3).

   حاشیه‌نشینان گروههای اجتماعی هستند که در شهرها پدید می‌آیند. حاشیه‌نشینان شهری معمولاً بر سر دو راهی مرحله انتقال اجتماعی هستند که در شهرها پدید می‌آیند. به این صورت که اولاً کسانی که به طور موقت وارد شهر می‌شوند به مسکن موقت احتیاج دارند. دوم اینکه افراد شهری که از نظر اقتصادی و اجتماعی از شهرها رانده شده‌اند. همچنین رفتار این گروه نیز به گونه رفتار طبیعی خود ساکنان شهر نمی‌باشد، اگر انتخاب مسکن و سازش با آن را نوعی رفتار اجتماعی بدانیم، خود تن دادن به سکونت در مسکنهای حاشیه‌ای و انتخاب چنین سکونتگاههایی حال به هر دلیل، دلیل جدا بودن شیوه زندگی حاشیه نشینان از دیگر ساکنان شهر است (امیرعضدی و دانیالی، 1389: 3).

2-4-1- ویژگیهای کالبدی

   سکونتگاههای غیررسمی با توجه به دلیل غیرقانونی بودنشان، به دور از نظارت و رعایت اصول ساخت و ساز مسکن استاندارد، در مکانها و محلهای آسیب‌پذیر و فاقد زیرسازی استاندارد ساخته و تشکیل می‌شوند این سکونتگاهها به لحاظ سرویسها و خدمات شهری و تسهیلات زیربنایی فاقد و یا با کمبودهای جدی مواجه‌اند، تسهیلات و امکاناتی مانند خیابان کشی و شبکه ارتباطی، منابع آب، سیستم تخلیه فاضلاب، برق، مدارس، مراکز بهداشت و درمان بازار و نظایر آن، ساکنان این مناطق در بعضی موارد برای تامین خدماتی همچون آب، برق و … از شبکه‌های غیررسمی استفاده می‌کنند و توجهی به کانالها و مفرهای قانونی ندارند. عوامل اقتصادی همچون گرانی زمین، بالا بودن اجاره خانه‌ها بویژه در شهرهای بزرگ، فرار و قانون گریزی از پرداخت مالیاتها و نظایر آن موجب راندن این گروههای اجتماعی به حاشیه‌های شهرها گردیده است (امیرعضدی و دانیالی، 1389: 2). برخورداریازساختغیرمستحکموعدمتبعیتازاصولشهرسازیازمواردبارزیاستکههموارهسازمانهایمرتبطباکالبد شهریدرگیرآنهستندوگاهبدوندرنظرگرفتنریشه‌هایتولیدوگسترشچنینبافتهایی درصددبهبودنسبیآنهامی‌باشند.ازیکسوچنینبافتهاییبهدلیلعدمرعایتاصولمهندسیدرمواقعبحرانینظیرزلزلهازآسیب‌پذیریبالاییبرخوردار هستندوازسویدیگرزشتیوعدمرعایتاصولشهرسازیوتراکمدرسطحبالایآنها،نگرانی‌هایاصلیکالبدیاسکانغیر رسمیمی‌باشند.

3-4-1- ویژگیهای حقوقی- قانونی

   شاخص کلیدی که یک سکونتگاه غیر رسمی را متمایز می‌کند این است که ساکنان این سکونتگاهها فاقد مالکیت زمین هستند که خانه خود را روی آن ساخته‌اند. این زمین می تواند زمینهای دولتی و خصوصی خالی از سکنه و با قطعات زمین حاشیه شهر مانند زمینهای باتلاق نامطلوب باشد. بنابراین زمانی که زمین مولد نیست تا توسط صاحبان آن استفاده شود برای یک تصرف کننده غیر مجاز مناسب است تا خانه خود را بر روی آن بسازد (مشکینی و همکاران، 1389: 4).

5-1- عوامل شکل گیری حاشیه نشینی از دیدگاه مکاتب

1-5-1- مکتب وابستگی

از دیدگاه پیروان مکتب وابستگی و نظام جهانی، نظام سرمایه داری جهانی در شکل گیری شهرنشینی وابسته و پیدایش حاشیه نشینی در کشورهای در حال توسعه موثر بوده است. بر پایه این دیدگاه گسترش شهرنشینی در ایران عمدتا ناشی از استقرار مناسبات سرمایه داری پیرامونی در کشور و ادغام اقتصاد ایران بعنوان اقتصاد تک محصولی در تقسیم کار بین المللی بوده است. گسترش شهرنشینی در دهه 1340 با افزایش سرمایه گذاری های دولت در شهرها و آغاز بورس بازی زمین و ساختمان در شهرهای بزرگ یکی از عمده ترین علل مهاجرت نیروی کار روستایی به شهر را رقم زد و مشکلات شهری از جمله پیدایش حاشیه نشینی در حومه کلان شهرها را پدید آورد(ابراهیم زاده و همکاران، 1383: 124). توسعه سرمایه داری در بطن اقتصاد تک محصولی متکی بر صادرات نفت، سبب در حاشیه قرار گرفتن بخش کشاورزی ازیک سو و رشد سریع شهرنشینی از سوی دیگر شد.نتیجه این کار به صورت رونق مهاجرتی از روستا به شهر و رشد شهرنشینی و ایجاد حاشیه نشینی خود را نشان داد(حسامیان و همکاران، 1383: 17). ظهور حاشیه نشینی در ایران مقان با ظهور سرمایه داری در کشور است. با استقرار روابط سرمایه داری مبتنی بر اقتصاد تک محصولی سیستم روابط شهری و روستایی فروپاشیده و موجب مهاجرت روستاییان به شهرها و ایجاد سکونتگاههای غیر رسمی و حاشیه نشینی در شهرها گردیده است.

2-5-1- مکتب لیبرالیسم

طرفداران مکتب لیبرالیسم تضادهای ناشی از رشد نامتعادل اقتصادی را نادیده می گرفتند و در زنجیره روابط نظام اقتصادی تنها بر ویژگی الگوی رشد اقتصادی نامتعادل تکیه می کردند. تجزیه و تحلیل آنها از روابط اقتصادی کشورها در حال توسعه عمدتا بر پایه شناخت عوامل درونی استوار است. نظریه پردازان وابسته به این مکتب، آسیب های اجتماعی را نتیجه گسترش فقر و پدیده حاشیه نشینی شهری دانسته و معتقدند که سیستم رشد و توسعه اقتصادی نا برابر در کشورها باعث فقر و تراکم در شهرها و نتیجه آن در گسترش مناطق حاشیه نشینی تجلی پیدا می کند. حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی از سوی طرفداران مکتب لیبرالیسم به عنوان یک واقعیت عینی پذیرفته شده و آن را به عنوان نتیجه تلاش بخشی از ساکنان شهری به حساب می آورد و می کوشند خودشان را به عنوان شهروند معرفی نمایند.(حاج یوسفی، 1381: 146 و پیری ، 1384: 29). علت اصلی ایجاد پدیده حاشیه نشینی در میان طرفداران مکتب وابستگی معطوف به عوامل خارج از کشور و فراملی بوده ولی در بین پیروان مکتب لیبرالیسم علل عمده حاشیه نشینی در سطح خرد قرار داشته و مربوط  به عوامل درونی می باشد.

3-5-1- مکتب نئوسوسیالیسم

از دیدگاه طرفداران نئو سوسیالیسم از جمله امانوئل کاستلز شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه با آهنگ شتابانی گسترش می یابد و علیرغم اینکه امکانات اشتغال مولد برای جمعیت تازه وارد فراهم نبوده و امکانات، تسهیلات زیر بنایی و اجتماعی شهر نیز با افزایش جمعیت تازه وارد تهی دست داخل شهر شده و سکونتگاهها و محله های نامتعارف از قبیل زاغه ها و آلونک های حاشیه ای بر پا کردهاند. از دیدگاه این مکتب عملکرد روند طبیعی تضاد میان کار و سرمایه، تمرکز و انباشت سرمایه و رشد ناموزون اقتصاد و تضادهای اجتماعی منجر به پیدایش حاشیه نشینی و ایجاد گروههای حاشیه ای در جامعه شهری کشورهای در حال توسعه شده است(پیری، 1384: 33).

طرفداران مکتب نوسازی و مدرنیزاسیون. تحولات درونی جامعه بر اثر وقوع پدیده های مدرن مانند توسعه صنعتی، افزایش جمعیت و مهاجرت به شهرها در نتیجه بروز مشکلاتی  مانند کشمکش و ستیز جتماعی برای آن دسته از مهاجرانی که قادر به تطبیق با هنجارهای زندگی مدرن شهری نبودند، می پردازند و معتقدند که با شروع توسعه برونزای کشور روابط سنتی نظام معیشتی گسیخته و فروپاشیدند. ناتوانی زیر ساختی کشور برای جذب غیر متمرکز الگوی مصرف، سبب تمرکز فوق العاده شبکه شهری در پایتخت و با شدتی به مراتب کمتر در چند شهر دیگر شده است. شبکه ماکروسفال شهری، سبب تشدید مشکلات شهری شده و عدم توانایی تهیه سرپناه و مسکن از سوی مهاجران بر اساس قوانین و اصول مسکن استاندارد، باعث رانده شدن آن به سوی حاشیه و شکل گیری سکونت غیر رسمی می گردد(ابراهیم زاده، 1383: 126).

 

4-5-1- مکتب مسئله گرایی

طرفداران مکتب مسئله گرایان، پدید حاشیه نشینی را نا حد یک عارضه یا مسئله شهری تقلیل می دهند و ضمن طبیعی قلمداد کردن آن در صدد انتساب پدیده بر جبر مکانی یا طبیعی، یا حداکثر کارکرد ناقص و غلط برنامه ریزی و مدیریت شهری بر می آیند. آنان بدون توجه به ریشه ها و بنیادهای مسئله و عوامل اساسی موثر در پیدایش و شکل دهی این سکونتگاهها ، آن را صرفا مسئله عادی و طبیعی می دانند، عوارض سوء آن را  در ایجاد فسادهای اجتماعی ، منظر شهری و کالبد نابهنجار، جرم و جنایت و انواع آسیبهای اجتماعی و روانی توصیف می کنند و در تحلیل نهایی آنها را در روال رشد طبیعی شهر قابل حذف، جمع آوری و یا پاکسازی می دانند (شیخی، 1381:37).

5-5-1- مکتب راه­حل گرایی

دیدگاه مکتب هدف- راه حل گرایان شامل نظرات حان اف ترنر و توانمند سازی در برگیرنده مجموعه نظریه هایی است که اصولا با بنیان ها، ریشه ها و عوامل دخیل در شکل گیری پدیده کاری ندارد بلکه بنیاد نظر آنها در این زمینه غالبا با دیدگاه مسئله گرایان مرتبط است. اما در مقابل این دسته نظریه ها پدیده را بعنوان یک واقعیت پذیرفته و به دنبال راهکارها و راه حل های بهینه سازی شرایط زندگی در این سکونت گاهها هستند . این دیدگاه با مرور زمان تجربه های برخورد با این سکونت گاهها و بازتاب های آن اصولا تغییر بنیادین در نظام اقتصادی و اجتماعی را ناممکن می داند و راه حل هایی پیشنهاد می کند که از متن زندگی و سکونت قشار کم درآمد برآمده است. این دسته نظریه ها راه حل هایی مبتنی بر توانمند سازی و سازماندهی و بهسازی کانون های حاشیه را هدف قرار می دهند(شیخی، 1381: 38 و شیخی ، 1383: 431).

6-1- نظریات ودیدگاهها در مورد پیدایش حاشیه نشینی

1-6-1- نظریه مرکز - پیرامون

نظریه مرکز – پیرامون به خوبی فرایند شکل گیری مناطق حاشیه ای را در نتیجه بهره کشی ناعادلانه هسته شهری نشان می دهد و این نظریه هسته مرکزی شهر به دلیل عامل سلطه بر پیرامونش که خود از نباشت سرمایه در درون و عدم سرمایه گذاری در بیرون حاصل می گردد، دایما خود را تقویت نموده و ناحیه بیرونی خود را از توسعه فیزیکی و انسانی باز می دارد (فریدمن، 1976). شهرهای صنعتی نمونه بارز شکل گیری فضایی چنین نظامی هستند.

برخی محققان علت عمده پیدایش مناطق حاشیه نشین را مهاجرت افرادی دانسته که به علت وضعیت نامناسب اقتصادی در پی یافتن فرصت های شغلی و درآمد بیشتر می باشند و از اینرو تحقیق در علل مهاجرت را سرلوحه کار خود قرار داده اند بریای مثال دیچارد بیلز برو (1996) عوامل سیاسی، اقتصادی- اجتماعی، و فرهنگی و روان شناختی را در مهاجرت موثر می داند. لی و بوگ (1981 و 1960) بر نقش عوامل جاذبه و دافعه تاکید می کنند و جی هولزر(1981) و همکاران معتقدند که مهاجرت های داخلی به میزان قابل توجهی از فرایند برنامه ریزی های توسعه اقتصادی و اجتماعی تاثیر می پذیرد.

 

2-6-1- نظریه قطب رشد

نظریه قطب رشد از جمله نظریات مبتنی بر رشد اقتصادی است که در اقتصاد نئو کلاسیک دهه 1950 دارند(صرافی ، 1379) بر پایه این نظریه ، توسعه و رشد به موتوری محرکه جهت انگیزش نواحی مجاور تبدیل خواهد شد.این نظریه از سوی سیاستگذاران کشورهای جهان سوم با استقبال جدی مواجه گردید گویی که نسخه بیماری اقتصادی خود را یافته اند. نتیجه اجرای این سیاست ، پیدایش  به امید تحقق  وعد ه های  نظریه قطب رشد بود. در عما نه تنها چنین اهدافی تحقق نیافت بلکه این شهرهای نو ظهور صنعتی خود به مانعی در جهت توسعه تبدیل گشت تا آنجا که حتی نزدیک ترین پیرامون خود را نیز به توسعه نرساند چنان که ظهور و توسعه حاشیه نشینی در شکل زشت و ناموزون از نتایج آن بی شمار می رود.

3-6-1- نظریه کاربری اراضی

نظریات مربوط به کاربری اراضی که در آن شکل گیری نظام کاربری اراضی در هر جامعه شهری و نحوه تقسیم اراضی و استفاده از آن در فعالیت ها و خدمات مختلف بازتاب و برآیند عملکرد متقابل مجموعه ای از عوامل و نیرو های مختلف محیطی، اقتصادی اجتماعی ، سیاسی حقوقی و غیره است. این نظام امروژه به یکی از عرصه های مهم ثروت اندوزی و تشدید نابرابری های اجتماعی در شهرها بدل شده و به نوبه خود به مشکلات برنامه ریزی شهری افزوده است(مهدی زاده ، 1379)در دیدگاه کارکرد گرایانه به کاربری اراضی، پیدایش و رواج وسیع مفهوم (سرانه های کاربری زمین) به گونه ای است که تمام جامعه شهری به افراد تقسیم می شوند که هر کدام دارای فعالیت مشخص بوده، به طوری که هریک از این فعالیت ها به یک مقدار معین زمین نیاز خواهد داشت (مهدی زاده، 1379).

4-6-1- نظریه فرهنگ گرایی

در نظریه فرهنگ گرایی، منطقه بندی در شهر مفهوم ندارد و شهر از طریق سازمان اجتماعی و فرهنگی زنده می شود(زیاری، 1378).به طور کای در جهان امروز حفظ سلامتی و وجود شهر با اجتماعی سالم در تبیین کاربریهای شهری نهفته است (سعید نیا، 1378).

5-6-1- دیدگاه لیبرالیسم

   دیدگاه لیبرالیسم به ریشه‌ها و علل شکل‌گیری سکونتگاههای غیررسمی نمی‌پردازد و تنها بر حفظ و نگهداری و پذیرش وضع موجود تأکید می‌کند. از نظریه‌پردازان لیبرال می‌توان به سی. ترنر اشاره کرد که از سال 1967 تا 1982 با دو مقاله­ی «سکونتگاههای شهری کنترل شده» و «چه کسانی در باب مسکن چه باید بدانند؟» به تحقیق در خصوص حاشیه‌نشینی و مسکن نامتعارف شهری می‌پردازد و معتقد است سازندگان آلونکها و سکونتگاههای نامتعارف، برنامه‌ریزان شهری و معمارانی هستند که در جوامعی که معماری و برنامه‌ریزی شهری رسمی به فکر آنها نیست، خود به فکر خویش هستند. این همان چیزی است که به شکل‌گیری «دولت محدود» یا «دولت حداقل» از آن یاد می‌شود؛ یا به عبارتی، دولتی که مسئولیتهای آن بسیار اندک‌اند و شهروندان خود مسئولیتهای فردی یا اجتماعی‌شان را انتخاب و اعمال می‌کنند (زارع شاه‌آبادی و همکاران، 1390: 87). آرتور لوئیس، دیگر نظریه­پرداز لیبرالیستی است که معتقد است نباید از ساکنان این سکونتگاهها حمایت کرد، چرا که این امر باعث تشویق مهاجرت به این مکانها می‌شود و فرهنگ فقر در آن شکل می‌گیرد (فکوهی، 1383: 199).

   دیدگاه لیبرال با حقیقت (چرایی پیدایش سکونتگاههای غیر رسمی) درگیر نمی‌شود و واقعیت موجود (پیدایش و گسترش سکونتگاههای غیر رسمی) را قهری و از تبعات نظام جهانی موجود که در مجموع مورد قبول است، می‌انگارد، لذا به ارائه­ی راه­حلهایی در سطوح مختلف بسنده می‌کند. به طور کلی، این اواخر از دیدگاه اغلب اقتصاددانان لیبرال غربی، مهاجرت از روستا به شهر در فرایند توسعه­ی اقتصادی مطلوب به شمار می‌آمد و تصور می‌شد که مهاجرت داخلی، فرایندی طبیعی است که نیروی کار اضافی به تدریج از بخش روستایی خارج می‌شوند تا نیروی کار مورد نیاز رشد و توسعه­ی صنعتی را تأمین کنند (قرخلو و همکاران، 1388: 3).

   امروزه با توجه به تجربه­ی کشورهای در حال توسعه، کاملاً روشن است که مهاجرت از روستا به شهر از آهنگ ایجاد مشاغل شهری فزونی یافته و تا حدود زیادی از توانمندیهای صنایع و خدمات شهری در جذب مؤثر کارگران فراتر رفته است. از دهه‌های هفتاد، اقتصاددانان و اندیشمندان توسعه، مهاجرت از روستا به شهر را، دیگر جریانی سازنده و ضروری برای حل مشکل تقاضای در حال رشد شهرها برای نیروی کار نمی‌دانند. امروزه مهاجران، کارگران اضافی شهری تلقی می‌گردند، نیرویی که موجب تشدید مسائل جدی بیکاری شهری، که خود ناشی از وجود عدم تعادلهای اقتصادی و ساختاری بین مناطق شهری و روستایی است، می‌شود (بابایی اقدم، 1390: 35). نتایج پژوهشها نشان می‌دهد که اثر مهاجرت در جریان توسعه بسیار حادتر از بروز و تشدید بیکاری و کم‌کاری شهری است. آهنگ شتابنده­ی مهاجرت بی‌رویه از روستاها به شهرها، علاوه بر دامن زدن بر نابسامانیهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حاشیه‌نشینی را به وجود می‌آورد و در واقع فقر شهری با کلیه­ی محرومیتهای آن تغییر مکان می‌یابد (حاج یوسفی، 1382: 17).

   دیدگاه لیبرالیسم، شکل کنونی اقتصاد جهانی را در کلیت آن می‌پذیرد و آلونک‌نشینی را از نابسامانیهای قهری توسعه‌ی سرمایه‌دارانه به شمار می‌آورد که در مقام مقایسه با دستاوردهای نظام سرمایه‌داری ناچیز و قابل اغماض است. این دیدگاه می‌کوشد تا با ارائه­ی راه و روشهایی که تنها به معلول می‌پردازد، نابهنجاری مسکن خودساز زیر استاندارد را از منظر فضایی - کالبدی و نیز از جنبه­ی اجتماعی و زیست‌محیطی و بهداشتی به حداقل برساند و راهی بجوید تا چنین مناطقی به هر شکل در کل شهر و نهایتاً در نظام شهری ادغام شود (زیاری و نوذری، 1388: 25).

6-6-1- دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا

   برخلاف دیدگاه لیبرالی، اقتصاد سیاسی فضا به علل پیدایش سکونتگاههای مختلف می‌پردازد و می کوشد با ریشه‌ی مسئله درگیر شود. این دیدگاه، تک شهری در نظام شهری و ناهمگونی این نظام را تماما به عوامل بیرونی (امپریالیسم) نسبت می‌دهد و حل مسئله را در تغییر ساختار حاکم بر کار، تولید و توزیع و مصرف یعنی ساخت اقتصادی و سرانجام تغییر بنیادین جوامع جستجو می‌کند و لذا دستورالعملی برای برخورد مقطعی و موردی برای پدیده­ی اسکان غیر رسمی ندارد و نسخه‌های موردی و مقطعی را کارساز نمی‌داند و در بهترین حالت آنها را مسکّنی می‌پندارد که چه بسا ریشه‌ی درد را نیز مخفی می‌کند (قرخلو و همکاران، 1388: 3)

7-6-1- دیدگاه فرهنگ فقر (جبر اکولوژیکی)

   نظریه­ی «فرهنگ فقر» ابتدا از سوی «اسکار لوئیس» انسان‌شناس آمریکایی در سال 1959 ارائه شد وی معتقد بود که فقرا، ارزشهای منحط و عقب‌افتاده‌ای دارند که آن را به فرزندان خود نیز منتقل می‌کنند. در نتیجه، به اصرار بر زندگی در زاغه‌ها و آلونکها پا می‌فشارند و شکل پیشرفت زیست را از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نمی‌پذیرند، بلکه با آن مقابله می‌کنند (جهان‌بین، 1387: 37). مشخصه­ی این دیدگاه توجه به ویژگیهای فرهنگی و روانی ساکنان غیررسمی (حاشیه­نشینان) است و با استفاده از مفاهیمی چون انسان حاشیه‌ای و فرهنگ فقر شروع می‌شود (ابراهیم‌زاده و همکاران، 1383: 126). مفهوم نظریه‌ی فرهنگ فقر این است که فقر تنها نداشتن درآمد کافی نیست، بلکه شیوه‌ای از زندگی است که از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد. برخلاف نظریه‌ی اقتصاد سیاسی که بدنبال عوامل ریشه‌ای فقر در ساختارهای بزرگتر جامعه می‌گردد، فرهنگ فقر، فقر را معلول دیدگاههای ذهنی خود افراد فقیر شهری می‌داند. این نظریه، از یک سو وسیله­ای است برای فرد حاشیه‌نشین تا با محیط و فضای خود سازگار شود و از سوی دیگر، واکنشی است که انسان فقیر در برابر بی‌ارجی خود نسبت به جامعه‌ی بزرگتر بروز می‌دهد. این فرهنگ و روش زندگی، نشانه‌ی کوشش انسانهای فقیر برای مقابله با نومیدی است. نومیدی از دانستن این واقعیت که کسب موفقیت در زمینه‌ی ارزشها و هدفهای جامعه‌ی بزرگتر برای آنها نه محال بلکه تقریبا ناممکن است (ربانی و همکاران، 1385: 97). در مجموع باید گفت نظریه‌ی فرهنگ فقر زمینه‌ساز نگرش بدبینانه به محلات فقیرنشین شهری و در نتیجه موجی از تخریب و پاکسازی این محلات بود.

8-6-1- دیدگاه وابستگی

   تئوری وابستگی طیف وسیعی از دیدگاهها را در بر می‌گیرد و منشأ ظهور آنها را می‌توان در آمریکای لاتین و در میان آثار فرانک (1967) و باران (1973) مشاهده کرد. این نظریه از تئوری سیاسی نئومارکسیستها ریشه گرفته است. معتقدان وابستگی بر این عقیده‌اند که علل مهاجرت را نمی‌توان از آثار آن جدا کرد زیرا مهاجرت از یک طرف معلول توسعه نابرابر است و از طرف دیگر عامل گسترش و تعمیق توسعه­ی نابرابر. در علت­یابی مهاجرت از روستا به شهر در کشورهای جهان سوم نظریه‌پردازان وابستگی بیان می‌کنند که ابتدا باید به مسئله­ی عدم توسعه توجه کرد و در این رابطه نابرابری ساختی و مکانی بین بخشهای جامعه را در نظر گرفت از آن جا که عدم توسعه و نابرابری مکانی در توسعه جهان سوم از شکل گسترش سرمایه‌داری در این کشورها ناشی می‌شود، بنابراین حرکت توده‌ای جمعیت را در این کشورها باید در این رابطه بررسی کرد (بابایی اقدم، 1390: 33).

   اندیشمندان مکتب وابستگی، توسعه‌نیافتگی را معلول ویژگیهای درونی ساختار اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشورهای درحال توسعه نمی‌پندارند، بلکه نتیجه­ی روابطی اقتصادی و سیاسی می‌دانند که در طول تاریخ، کشورهای توسعه نیافته (اقماری) را به کشورهای پیشرفته «متروپل» پیوند داده و توسعه­ی دومی را به هزینه­ی عقب‌ماندگی اولی فراهم آورده است. از دیدگاه وابستگی، فرایند حاشیه‌نشینی شهری، فرایند انتقال فقر و محرومیت روستاها به شهرهاست (حاج یوسفی، 1381: 17).

   عمیقتر شدن شکاف بین شهر و روستا، نابسامانی و ناپایداری کشاورزی و مهاجرت شدید روستائیان به شهرها به ویژه به متروپلها و کلانشهرها معلول تقسیم کار جهانی است که بر اساس آن کشورهای در حال توسعه که زمانی تأمین کننده­ی اصلی مواد غذایی بودند، به صورت وارد کنندگان اصلی این فرآورده‌ها درآمدند. پیداست در جریان مهاجرت به شهرها گروههای تهیدست روستایی نمی‌توانند در شهرها جذب اقتصاد شهری شوند بنابراین در حاشیه­ی زندگی اقتصادی شهرها زندگی می‌کنند و از هیچ یک از مزایای رشد اقتصادی و صنعتی بهره‌ای نمی‌برند (جهان‌بین،1387: 30).

   در دیدگاه وابستگی، اسکان غیر رسمی شهری در واقع فرایند انتقال فقر و محرومیت روستا به شهرهاست. بر اثر عملکرد نظامهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نامتوازن و ناعادلانه، جمعیت شناور در شهرها - از جمله روستاییان تهیدست مهاجر - ساختار، روابط و کارکردهای اجتماعی متضادی را در شهرها پدید می‌آورند. این مهاجران در جامعه­ی شهری جذب و ادغام نشده‌اند و در فضاهایی فاقد ساختار سکونتی متعارف زندگی می‌کنند. آنان بر روی زمین دیگران، با خودسازی و خودیاری، سکونتگاههای نامتعارف و محقر شهری را پدید می‌آورند که در عین حال مأمنی برای سایر مهاجران تازه‌وارد به شمار می‌آید (قرخلو و همکاران، 1388: 3).

9-6-1- دیدگاه مالتوسی (جمعیت شناسی)

   به عقیده­ی اندیشمندان متعلق به این نحله‌ی فکری، فقر شدید گروه کثیری از افراد جامعه و پدیده حاشیه‌نشینی شهری به بروز آسیبهای اجتماعی می‌انجامد، که از آن جمله می‌توان انواع بزه‌کاریها، قتل، جنایت و سایر مشکلات اجتماعی را برشمرد که کشورهای درحال توسعه­ی امروز گرفتار آنها هستند، جملگی ناشی از رشد جمعیت این کشورهاست (پورآقایی، 1383: 17).

7-1- مهمترین و عمده‌ترین علل پیدایش و گسترش اسکان غیر رسمی در ایران

- ضعف ساختاری شهرنشینی در مواجهه با نظام برونزا و مدرنیزاسیون و در نتیجه بروز عدم تعادل در نظام شهری و روستایی در سیر تکوینی شهرنشینی

- دومین علت در سطح کلان را نیز باید ساختاری دانست، که سازوکار تبعیض‌آمیز و فقرزا بر پایه توزیع عادلانه منابع قدرت، ثروت و درآمد در جریان است.

- عدم پیش‌بینی فضای مسکونی کافی و مناسب اقشار کم درآمد در طرحهای کالبدی شهری و اعمال استانداردهای خارج از استطاعت ایشان

- دسترسی ناچیز به نظام‌های رسمی اعتباری و وام مسکن برای کم درآمدها به ویژه شاغلین در بخش غیر رسمی

- وجود باندهای قدرت نامشروع و سوداگران زمین باز به موازات اهمال و ناتوانی در نظارت و کنترل ساخت وسازها، به ویژه بینابینی شهرها

- فقدان نهادسازی برای تجهیز و تجمیع منابع اقشار کم درآمد و عدم حمایت و هدایت دولت در مورد خانه سازی خودیار

- ضعف مدیریت شهری (بویژه در هدایت، نظارت و کنترل) (محمودی پاتی، محمد پورعمران، 1387 : 81)

 

 

 

 

 

 

 

نمودار شماره 1-1- عوامل موثر بر گسترش اسکان غیر رسمی

 

 

ماخذ: زیستا : 1386، ص18

 

8-1- مشخصات اصلی مناطق حاشیه نشین

-         ساکنینی کم درآمد با مشاغل نامطمئن

-         عدم وجود امنیت و حق نگاهداشت محل سکونت

-         عدم دسترسی یا دسترسی نامناسب به خدمات پایه و تاسیسات شهری

-         وضعیت نامناسب ساختمان (مسکن کم دوام)

-         تراکم بیش از اندازه جمعیت

-         کارکرد تامین زمین والگوی ساخت متناسب با توان مالی گروههای کم درآمدمهاجر

-         کمبود شدید خدمات شهری و تراکم زیاد جمعیت

-         پیوستگی عملکردی باشهراصلی وگسست کالبدی از آن

-         مخاطرات آسیب های اجتماعی، طبیعی و زیست محیطی.

9-1- مهمترین پیامدهای حاشیه نشینی

ایجاد و گسترش سکونتگاههای غیر رسمی و حاشیه ای در شهرهای بزرگ شیوه شهرنشینی ناپایدار و ناسالم است و نتیجه آن به شکل آسیب های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، زیست محیطی، بهداشتی برای شهرها تبلور پیدا می کند. بنابراین حاشیه نشینی در شهرها پیش از آن که دارای اثرات مطلوب بر شهرها داشته باشد حاوی پیامدهای منفی زیر می باشد:

-           وضعیت نامطلوب اسکان آنان ، ساختمان های ناهمگون و بدون رعایت اصول فنی و شهرسازی را به شهرها تحمیل می کند ، در نتیجه بافت شهری را دچار نابسامانی به ویزه در مناطق حاشیه ای شهر می نماید.

-          حاشیه نشینان با اشغال غیر قانونی و بدون برنامه خود در نقاط مختلف شهر برای ساکنین همجوار از یک سو و میدیران شهری از سوی دیگر مشکل زا هستند.

-          کوچه های تنگ، باریک و پر پیچ و خم، فاضلاب روان در کوچه ها موجب موجب می شود تا وضعیت بهداشتی در آنها نابسامان قلمداد شود

-          تخریب اراضی کشاورزی، باغات پیرامون شهرها، مختل کردن برنامه های توسعه شهری ، ایجاد مشکل در میراث شهری ، تحمیل هزینه های بسیار بالا جهت سامان دهی، بهسازی و پاکسازی محیط های نامناسب ایجاد شده را بدنبال خواهد داشت.

-          مساکن و محل های تجمع آنان صحنه رفت و آمد نامناسب و بافت زشتی را در جامعه شهری تحمیل می کند.

-          تحمیل ترافیک سنگین به بافت شهری، تراکم و ازدحام بالای جمعیت در سطح شهر، فروش مواد غیر بهداشتی و ایجاد نا امنی برای ساکنین نیز از پیامدهای حاشیه نشینی تلقی می شود.

-          عکس العمل آنها نسبت به ناآرامی های سیاسی در مقایسه با ساکنان دیگر مناطق شهری سریع است(بهادری، 1383: 204).

-          کثرت زاد و ولد در بین ساکنان حاشیه نشین موجب به هم خوردن تعادل ساختی جمعیت شهری می شود.

-          بهداشت نامناسب در مناطق حاشیه نشین موجب شیوع بیمارهای مختلف در آنها شده و می توانند دیگر مناطق شهری را به چالش بکشند.

-          آمادگی تدریجی برای پذیرش افکار مکتب های انحرافی و تندروی های نامعقول سیاسی در بین حاشیه نشینان بیشتر است(یاوری، 1383: 614).

-          اختلاف فرهنگی زیاد آنها با دیگر مناطق شهری موجب بروز تنش فرهنگی در شهر می شود و همین امر باعث می گردد مشارکت اجتماعی در بین ساکنان سکونتگاهای غیر رسمی پایین تر باشد.

-          چون دارای جمعیت بیشتری اند در زمان انتخابات تعیین کننده هستند به خصوص اگر سیاستمداران زبان آنها را بفهمند می توانند آرای آنها را به نفع خود تمام کنند.

-         از عوامل گرايش به اعتياد ، فقر ، بيکاري ، فقدان برنامه صحيح جهت پر کردن اوقات فراغت ، نابرابريهاي اقتصادي و اجتماعي و در دسترس بودن مواد مخدر را مي توان نام برد . معمولا در مناطق حاشيه نشين بسياري از اين عوامل قابل رؤيت است و بدان جهت اعتياد به مواد مخدر در بين جوانان اين مناطق و همچنين خريد و فروش مواد افيوني روز به روز افزايش مي‌يابد.

-         مارشال کلينارد مي گويد : حاشيه نشيني مساله و عارضه اي شهري است و منشاء عمده بزهکاري و جرم مي باشد.

آسيب‌هاي اجتماعي، سهم بالايي از وقوع جرم و جرائم در کشور به حاشيه نشينان اختصاص يافته است، به دليل عدم تطابق هنجاري و نائل نشدن به يک شناخت اجتماعي social cognation حاشيه نشنيان و همچنين سطح نازل معيشت اقتصادي اين طبقه اجتماعي، social class يک نوع انحرافات نهادينه شده در کنش آنها به چشم مي‌خورد، قاچاق مواد مخدر و جنايت‌هاي مبتني بر هيچ انگاري ارزش‌هاي اجتماعي از موارد قابل ذکر هستند.

-         حاشيه نشيني جايگاهي در امنيت ملي نيز دارد . افراد سنين جوان با توجه به احساس محروميت نسبي و عدم توانايي ارضاي نيازهاي خود به صورت بالقوه به ناراضي هايي تبديل مي شوند که ممکن است با وقوع هر حادثه اي يا با سازماندهي شدن به وسيله سازمانهای مختلف به برهم زدن امنيت عمومي و اخلال دست بزنند. اين مسئله محدود به ايران نيست و حتي شورش هاي فرانسه در سال 2005 و 2007 نيز به نوعي متاثر از اين مسئله بود. به ويژه وقتي اين اراذل از يک قوميت خاص يا يک مذهب خاص باشند. بعضي از تحليل گران حاضر در فرانسه به صورت نمونه احساس هويت ديني و آپارتايد مذهبي در فرانسه را از عوامل دامن زده شدن به احساس محروميت نسبي و به تبع آن نارضايتي در فرانسه مي نامند.

در این بین، دو موضوع اساسی فرهنگ فقر و محرومیت نسبی اساسی ترین اثرات و بازخود در بین جمعیت حاشیه نشین بسیار حائز اهمیت است .

10-1- انواع حاشیه نشینی

حاشیه نشینی را بر اساس معیارهای مختلف می توان دسته بندی کرد.

تقسیم بندی حاشیه نشینی بر اساس محل سکونت اولیه: در این نوع طبقه بندی، به محل سکونت اولیه فرد حاشیه نشین توجه می شود . از این نظر می توان حاشیه نشینی را به سه دسته  الف) حاشیه نشین بومی، ب) حاشیه نشین غیر بومی داخلی، و ج) حاشیه نشین دو گانه تقسیم بندی کرد.

الف) حاشیه نشین بومی: حاشیه نشین بومی شامل آن دسته از حاشیه نشینان است که غیر مهاجرند، بدین معنا که از بدو تولد در این منطقه حاشیه نشین سکونت داشته اند. البته اکثر این افراد از نسل دوم مهاجران هستند.

ب) حاشیه نشین غیر بومی داخلی: حاشیه نشین غیربومی داخلی شامل مهاجرانی است که از روستاها و شهرهای دیگر کشور به این مناطق کشیده شده اند.

ج) حاشیه نشینی دوگانه: حاشیه نشین دوگانه، فردی است که از کشور دیگر به این محل آمده است. البته این اصطلاح توسط عبدالمعبود انصاری در مورد ایرانیان ساکن در امریکا به کار رفت. اما می توان آن را برای افاغنه و اعراب که از افغانستان و کشورهای عربی به این منطقه آمده اند نیز به کاربرد. شاید بتوان به جای حاشیه نشین دوگانه از حاشیه نشین مضاعف نیز استفاده کرد.

11-1-  تقسیم بندی حاشیه نشینی از نظر ویژگی حاشیه نشین ها

از نظر ویژگی حاشیه نشین ها تقسیم بندی دیگری می توانیم از این پدیده ارائه دهیم. بر این اساس ؛ حاشیه نشینی به دو دسته الف) حاشیه نشینی آشکار و ب) حاشیه نشینی پنهان تقسیم می شود.

الف) حاشیه نشینی آشکار:در این حاشیه نشینی، فرد، خود به تفاوتش با مردم متن شهر واقف است . این نوع حاشیه نشینی مخصوصا در تفاوت های نژادی هویداست.

ب) حاشیه نشینی پنهان: در این نوع حاشیه نشینی فرد، خود به رغم تفاوتش بیشتر در زمینه های اجتماعی و فرهنگی با مردم متن شهر خود ر متفاوت نمی داند. یعنی فرد حاشیه نشین ، خود به وضعیتش واقف نیست.

12-1- رویکردهای برخورد با حاشیه­نشینی

درسراسر دنیا وبخصوص درکشورهای جهان سوم پدیده حاشیه‌نشینی(سکونتگاههای غیررسمی)وجود دارد. این پدیده که درنتیجه عوامل مختلف بوجود آمده است شهرهای بزرگ این کشورها رادرگیرمسائل گوناگون ازجنبه‌های متفاوت نموه‌است وبه این ترتیب درتمام دنیا راهکارها ورویکردهایی برای برخورد بااین مسئله تجربه شده‌است .

 

جدول شماره 1-1- رویکرد برخورد با سکونتگاههای غیررسمی(حاشیه نشین ) در جهان

رویکرد

دوره رواج و تسلط

نکات اصلی

نادیده گرفتن

تا دهه 1960

با توسعه اقتصادی در کل جامعه مشکل حل خواهد شد، مشکل ساختاری است و برنامه ریزی محلی حل نخواهد شد

تخلیه اجباری و حذف( تخليه و تخريب، تخليه و تخريب با غرامت اندك، تخليه و تخريب با دادن زمين معوض)

1960تا 1980

سکونتگاههای غیررسمی غده چرکین بربدن شهر هستند که باید برچیده شوند

خودیاری

1970تا1980

بهره گیری از نیروی کار، مهارت وتوان مدیریت ساکنان در حل مشکل

مسکن عمومی -اجتماعی

1950تا1980

دولت و منابع دولتی کلید حل مشکل است نیاز به یارانه های هدفدار مسکن

مکان - خدمات

1970تا1980

تامین زمین و زیرساختهای اولیه راه حل است

بهسازی

1980 تاکنون

تامین حق سکونت و زیرساختها با بهره گیری از وضع موجود

توانمندسازی

1990 تاکنون

ایجاد چارچوب سیاسی ،اداری و محیطی استفاده از ظرفیت های درونی اجتماعات محل، توسعه اقتصادی و اجتماعی

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 2-1-رویکرد برخورد با حاشیه نشینی در ایران

سیاست/رویکرد

مصداق

دوره اصلی رواج

نتیجه

نادیده گرفتن

جنوب تهران

پیش و پس از انقلاب

رشد سکونتگاههای غیررسمی

پاکسازی

جنوب تهران- خاک سفید

دوره انقلاب – دهه هفتاد

جابجایی خانوارها- تشکیل محله های جدید

مسکن عمومی

کوی نهم آبان

دوران مختلف بویژه پیش ازانقلاب

فروش و واگذاری مسکن از سوی کم درآمد

سیاستهای بخشی مختلف مسکن

قانون تامین مسکن کم درآمدها 1372

پس از اتقلاب

عدم پوشش مناسب – نبود ارزیابی مشخص

مکان – خدمات ،آماده سازی

تمام شهرهای ایران

دهه 1360

عدم پوشش کم درآمد

شهرهای جدید

کلانشهرها

دهه 1360 و اوائل هفتاد

عدم جذب و شمول فقرا

بهسازی و توانمندسازی

زاهدان،بندرعباس،کرمانشاه

دهه1380

 

 

13-1- جایگاه قانونی موضوع سکونتگاه های غیررسمی در ایران

- قانون اساسی جمهوری اسلامی (اصل سوم و سي و يكم )

- مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام (مصوبه شهريور ماه 1381)

- سند چشم انداز توسعه 20ساله کشور

-  برنامه چهارم توسعه (ماده 30 )

-  سند ملی توانمندسازی (مصوب 1382/11/26 هیئت وزیران )

-  مصوبه مشترک شورای عالی شهرسازی ومعماری وستاد ملی توانمندسازی وساماندهی اسکان غیررسمی (4/19/ 85)

-  قانون برنامه پنجم  پیشرفت وعدالت

 

1-13-1- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

اصل سوم : ایجاد محیط مساعد رشد فضایل اخلاقی و رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه

اصل سی و یکم : حق داشتن مسکن متناسب با نیاز هر فرد و خانواده با اولویت نیازمندترین ها .

مصوبه شهریورماه 1381 مجمع تشخیص مصلحت نظام :جلوگیری از توسعه حاشیه نشینی و ساماندهی این سکونتگاهها به عنوان یکی از محورهای سیاستگذاری کشور باید مورد توجه قرار گیرد.

ماده 30 برنامه چهارم توسعه : ساماندهی بافتهای حاشیه درشهرهای کشور با رویکرد توانمندسازی ساکنین این بافتها

آیین نامه اصلاحی بند (د )تبصره 6 قانون بودجه سال 86 کل کشور.

2-13-1- سند چشم انداز توسعه 20ساله کشور

تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعی و ایجاد فرصت های برابر و ارتقای سطح شاخص هایی از قبیل آموزش ، سلامت،تامین غذا، افزایش درآمد سرانه و مبارزه با فساد

3-13-1- سند راهبردی – اجرایی طرح جامع مسکن(1385)

-         مدیریت ساماندهی حاشیه نشینی و سکونتگاههای فرودست مبتنی بر مشارکت جمعی و توانمندسازی ساکنان

-         تلفیق نظام تامین اجتماعی با نظام تامین مسکن گروههای کم درآمد و حاشیه نشین ها

-         اصلاح ساختار نظام بیمه وتامین اجتماعی و گسترش آن به تمامی خانوارهای کم درآمد

-         بازنگری در طرح های توسعه شهری و برنامه ریزی های شهری در جهت انطباق با نیازهای کم درآمدها

-         بسیج امکانات در سطح استان ها برای شناسایی دقیق محله های فرودست (امکان سنجی ) و نیازمندی های آنان و اولویت بندی نیازها توسط ساکنان (نیازسنجی)

-         برپایی نظام مالی تامین مسکن کم درآمدها و بانک پذیر کردن آنها از طریق ایجاد صندوق های ملی و محلی اعتباری مسکن

-         توانمندسازی کم درآمدها به رفع نیازهای سکونتی خود

-         نهادسازی و مشارکت از طریق ایجاد تعاونی های خودیار در سطح محله تا ستادهای توانمندسازی محلی، استانی و ملی

-         بهسازی ونوسازی محلات و مساکن بطور تدریجی با مشارکت ساکنان

12-1- حاشیه­نشینی در شهرهای آذربایجان

بدون شک سکونتگاههای آذربایجان اولین قربانی وآزمایشگاه فرایند مهاجر فرستی و مهاجرپذیری با اجرای اصلاحات ارضی در سال 1341  که از شهر مراغه شروع شد بوده­اند با اجرای برنامه اصلاحات ارضی که با هدف تامین سرمایه ونیروی کار ارزان صنعت وابسته بود زمینهای اربابان زمیندار از آنان سلب گردید وبه دهقانان فقیر که سالهای سال به عنوان برده بر روی زمینها کار میکردند داده شد و این کار با هدف سرمایه گذاری زمینداران درشهرها صورت گرفت ودهقانان فقیر که امکانات لازم برای فعالیت مناسب وبصرفه در روی زمین را نداشتند دوباره زمینها را به دلالان واربابان فروختند وروانه شهرها شدندو این روستاییان فقر در شهرها را به فلاکت روستا ترجیح داده ودر حواشی شهرها با مصالح کم دوام ودر زمینهای سست وفاقد سند مالکیت ساکن شده و در شهرها بدنبال کار مناسب با خصوصیات خود که مهارتی را لازم نداشت از جمله تکدی گری، بزهکاری و... شدند . با توجه به فقرعمومی در شهرهای آذربایجان در نتیجه برنامه­ریزی از بالا به پایین وسیاست تمرکزگرایی مهاجرت پله­ای به شهرهای بزرگ وسپس به تهران شروع شد و با این همه مهاجر فرستی در حال حاضر شهرهای بزرگ آذربایجان (تبریز، ارومیه، اردبیل، زنجان، همدان،  قزوین و...) وهمچنین شهرهای کوچک این منطقه از معضل حاشیه­نشینی رنج میبرد و وضع حاشیه­نشینان در شهرهای آذربایجان سیار وخیم­تر از شهرهای مناطق فارس نشین از جمله اصفهان میباشد برای مثال از جمعیت 500000/1 نفری تبریز جمعیتی بالغ بر 400000 نفر در مناطق حاشیه نشین وبر روی گسل فعال تبریز سکونت دارند در بخش­های بعدی به حاشیه نشینی در شهرهای آذربایجان بصورت موردی پرداخته خواهد شد.

ادامه دارد ....

 

 

 

سایت http://yenigamoh.com ارگان رسمی تشکیلات "یئنی گاموح" (جنبش نو بیداری ملی آذربایجان جنوبی) می باشد. نشر مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.

جهت ارتباط سریع با ما، می توانید با آدرس زیر تماس بگیرید. info@yenigamoh.com