شما اینجا هستید: Home بخش های اصلی دیــدگاه تحلیلی برانتخابات مجلس - شهرام رادمهر

تحلیلی برانتخابات مجلس - شهرام رادمهر

انتخابات در هر کشور از نمودهای مشخص و لازم دموکراسی می باشد که دولتها جهت مشروعیت بخشیدن به موجودیت خود در دنیای سیاسی کنونی به نحوی سعی در برگزاری آن دارند. فلسفه وجودی قدرت سیاسی مشروعیت آن را در مشارکت حداکثری سیاسی مردم جستجو می کند و در بیشتر مکاتب سیاسی صاحبان اصلی قدرت، مردم هستند که با مشارکت در انتخابات و فعالیت در اصل تعیین سرنوشت به حاکمان سیاسی خود مشروعیت می بخشند. اگر در هزاره ی سوم دموکراسی به عنوان دستاورد تمدن بشری و نمود مشروعیت قدرت سیاسی مطرح می گردد در برخی موارد  نیز به عنوان شعار و حربه ی حکومتهای توتالیتر جهت مشروعیت بخشیدن به حاکمیت خود مورد استفاده قرار می گیرد. این حکومتها با انجام انتخابات فرمایشی سعی در تحریف اذهان و نگرش عمومی جهان دارند. دموکراسی در جوامعی برقرار میگردد که اعضای آن جامعه بصورت فردی و جمعی پتانسیل برقراری، دوام و نگهداری آن را داشته باشند. یعنی جامعه ای که ظرفیت های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی برقراری دموکراسی را نداشته باشد خود را تسلیم حاکمان سودجویی خواهد نمود که دارائیهای ملی آن جامعه را در جهت منافع شخصی و گروهی خود مصرف خواهند نمود. از راههای متعارف انجام انتخابات فرمایشی برقراری سیستم کلاینتالیسمی ( حامی پروری ) می باشد که طی آن طیفی اقلیت از جامعه با انواع سیاست های مزورانه و اقدامات اختصاصی و رانتهای جزئی به صورت کاذب از لحاظ ذهنی و بعضاً عینی ارضاء گردیده و در عوض این طیف در تظاهرات سیاسی به حمایت از حکومت می پردازد . حکومت با بزرگنمایی تبلیغی عملکرد این طیف مشروعیت خود را در معرض دید جهانی قرار می دهد. حال هر چه جامعه ای از لحاظ رفتار و تفکر پوپولیستی عمیق تر باشد استعداد طیف پیرو طبیعتاً بیشتر خواهد بود. چنین سیستم هایی را در بیشتر کشور های جهان خصوصاً کشور های خاورمیانه به وضوح می توان دید. اخیراً هم موجی  که از کشور تونس و بنام بهار عربی شروع شده و بیشتر کشورهای منطقه را در نوردیده، بعضاً کشورهای فرا منطقه ای را نیز تحت تأثیر قرار داده است. نظام های توتالیتر منطقه بنحوی سعی در مدیریت این موج در کشور خود دارند که  با در نظر گرفتن این شرایط، انتخابات بیش از پیش اهمیت می یابد چرا که مشارکت حداکثری جامعه در انتخابات به نوعی بیمه گر حیات رژیم موجود می باشد.

انتخابات 1390 مجلس شورای اسلامی ایران با توجه به تحولات منطقه ای متأثر از بهار عربی، تهدیدها و تحریم های ناشی از فعالیت هسته ای و نقض حقوق بشر، حقوق ملیتها و اقلیت ها، افزایش تروریسم و نبود دموکراسی ، اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری بیشتر از آنکه نمود دموکراسی نیمه جان ایران باشد می تواند نقطه ی عطفی در حیات سیاسی جمهوری اسلامی باشد. آرایش نیروهای سیاسی طی انتخابات پیش رو پتانسیل بروز بحرانی مشابه انتخابات ریاست جمهوری را تقویت می کند. لذا رژیم با احتیاط تمام با مسأله ی انتخابات و اتفاقات مرتبط برخورد می نماید. بدین سان که علی رغم انتخابات قبلی که فضای نسبتاً باز سیاسی پیش از انتخابات فرصت نمایش و حضور نیروهای سیاسی را فراهم می نمود، در انتخابات پیش رو نه تنها از فضای باز سیاسی خبری نیست بلکه رژیم با انجام اعدام های دسته جمعی مجرمان اجتماعی، انتقال زندانیان سیاسی با دست و پاهای زنجیر شده از زندان در مقابل دید همگان، اعمال سیاست مشت آهنین در تقابل با مخالفان و حتی منتقدان و حذف کامل نیروهای موسوم به اصلاحات از جریان رو به قدرت طی دو سال گذشته، عرصه ی فعالیت سیاسی را مختص جریان اصولگرا نموده است. اما شکاف ایجاد شده در بدنه ی طیف اصولگرا و ظهور پدیده ای بنام جریان انحرافی در بدنه ی رژیم، بروز اختلاف در سطح بالای دولت، اختلاس بیسابقه ی سه هزار میلیارد تومانی از طرفی و اختلاف نظر و رویارویی نیروها در قبال وضعیت وخیم اقتصادی و سیاست خارجی از طرف دیگر حاکی از بی ثباتی عمیق در بدنه ی قدرت دارد. پر واضح است که شرایط موجود، انتخابات پیش رو را تحت تأثیر قرار خواهد داد. رژیم از طرفی در پی جلب مشارکت حداکثری و از طرفی دیگر نگران ورود نیروهای متفاوت فکری به مجلس می باشد. از یک سو رفتار مجلس فعلی که بنا به گفته ی برخی نمایندگان اصولگرا به آلت دست دفتر رهبری تبدیل شده است و از سویی دیگر دست داشتن برخی نمایندگان در اختلاس تاریخی نقش نظارتی مجلس را شدیداً زیر سؤال برده است. با توجه به شرایط موجود و نیز حذف کامل جریان اصلاح طلبی _ که با رد صلاحیت نامزدان منتسب به این طیف که مستقلاً نامزدی خود را اعلام نموده بودند این پروژه کاملتر گردید_ رقابت های اصلی در انتخابات پیش رو میان دو شکاف جریان اصولگرا و به تعبیری دیگر میان بیت رهبری و وابستگان آن از طرفی و دولت و جریان موسوم به جریان انحرافی و عوامل آن از طرف دیگر خواهد بود.

جریان وابسته به بیت رهبری با در دست داشتن اهرم نظارت استصوابی و نهادهای وابسته مانند کمیته امداد، بنیاد شهید، برخی وزارتخانه ها و سپاه پاسداران و جریان انحرافی با در دست داشتن اهرم اجرای انتخابات و امکان دست بردن در نتایج آراء که در انتخابات ریاست جمهوری براحتی خواسته های فردی را عملیاتی نمودند و نیز قدرت اقتصادی و داشتن ابزار هدفمندی یارانه ها در مقابل هم صف آرایی نموده اند. در این میان نباید نقش تک کاندیداهای منتسب به برخی ارگانها مانند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات را که سعی در داشتن تعدادی از کرسی های مجلس جهت لابی گری در مجلس به نفع نهادهای مربوطه نادیده گرفته شود.

 

موضع گیری گروههای سیاسی:

گروههای موجود در میدان سیاسی ایران را می توان به دو گروه اصلی اپوزسیون (مخالف) و گروههای داخل نظام (موافق) زیر تقسیم بندی نمود. گروههای اپوزسیون به دو دسته داخل کشور و خارج کشورنشین تقسیم بندی می شوند. این گروهها عمدتاً با استنادات زیر، استراتژی تحریم را انتخاب کرده وبا بیانیه های رسمی یا نیمه رسمی خود، مردم را از شرکت در انتخابات برحذر می دارند:

1.غیر مشروع بودن رژیم

2.عدم وجود دموکراسی ونمودهای آن از قبیل انتخابات آزاد وسالم

3.عدم رعایت حقوق بشر

گروههای داخلی نظام (موافقین) در داخل سیستم کلاینتالیسمی قرار دارند که پرورده رژیم بوده وحامیان خود را جهت جلب مشارکت حداکثری به شرکت درانتخابات ونیز کسب کرسیهای بیشتر جهت استفاده از رانتهای حاصله و نزدیکی به منبع قدرت تشویق می نمایند.

جریان اصلاح طلبی که زمانی جزو بدنه ی نظام محسوب می شدند پس از قلع وقمح نیروهای تئوریک وپراتیک خود در یک اقدام غیر معمول انتخابات پیش رو را تحریم نمودند. این جریا ن سیاسی  که با شعار اصلاح طلبی و دموکراسی، آزادی و روشنفکری دینی و در کل جامعه مدنی از داخل بدنه نظام، از نو پا در عرصه سیاست گذاشته و توانستند به مدت  8 سال پست ریاست جمهوری و تقریباً دو دوره مدیریت و اکثریت مجلس را از آن خود نمایند. قدرتمندان دیروزی  که عرصه ی قانون گزاری و قوه ی مجریه را در اختیار خود داشتند به جای پاسخ به مطالب مردم در اثر اشتباهات  استراتژیک خود و برنامه ریزی دقیق رقیب، از قدرت بطور کامل کنار گذاشته شدند. این جریان که اکثر روشنفکران داخلی را نسبت به آینده ی کشور امید وار کرده بود، نتوانست آنچنان که باید روند اصلاحات را پیش برند. دموکراسی کذایی و شعارهایی که با گذشت زمان تو خالی بودن خود را بروز داد جریان اصلاح طلبی را منحصر به چند شهر بزرگ فارس نشین و طبقه ی روشنفکر آنهم  نه به صورت کامل نمود. این جریان در اثر اشتباه خود در نبض گیری اجتماعی نتوانست طبقه ی متوسط و توده ی جامعه را با شعارهایی که سرایندگان آن در اثر عملکرد خود صداقت جریان را زیر سؤال بردند، با خود همراه سازد. لذا در پراکندگی کلی کشور سلب اعتماد عمومی را باعث شدند که در اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری نیز، سابقه قبلی جریان اصلاح طلبی، عدم همراهی نیروهای ملی- اتنیکی در کنار برخورد شدید حاکمیت سبب شد جریان اصلاح طلبی رفته رفته قدرت بسیج گری خود را ازدست دهد. بیانیه های منتشره ی اخیر مبنی بر تحریم انتخابات مجلس از طرف تشکلها وگروهکهای داخل  این جریان نیز  با کمی دقت بیانگر موضع غیر صادقانه این جریان می باشد . به طوری که این جریان که خود را پرچمدار حقوق بشر و دموکراسی در ایران میداند تا کنون مساله حقوق ملل تحت ستم در ایران را ولو در بیانیه اخیر  به رسمیت نشناخته است.

حرکت ملی آذربایجان و انتخابات

حرکت ملی آذربایجان که فلسفه ی  وجودی آن متکی بر اصل آزادی انسان،  حقوق بشر ، حقوق اقلیتها و اصل تعیین سرنوشت می باشد پس از ورود به فاز سیاسی به جریان تأثیر گزار در معادلات سیاسی داخلی و منطقه ای وفرا منطقه ای تبدیل شده است. با توجه به جوان بودن حرکت ملی، در مقاطع مختلف این تأثیر گزاری از نمودار سینوسی تبعیت نموده است. قابلیت تاثیرگذاری نیروهای حرکت ملی در افکار عمومی باعث شده که در اکثر مواقع کاندیدهای مختلف به سراغ فعالین شناخته شده رفته و جهت اعلام حمایت جریان فکری هویت طلبی تلاش نمایند .

تا کنون تشکیلات موجود در حرکت ملی اغلب ونیز گاهاً افراد شناخته شده غیر تشکیلاتی به انحاء مختلف استراتژی خود را در رابطه با انتخابات بر اصل تحریم بنا نهاده اند و بعضاً به همین دلیل در فضای پیش از انتخابات رویکرد منفعلانه پیش گرفته اند. اگر چه استراتژی تحریم در انتخابات فرامنطقه ای آذربایجان مانند انتخابات ریاست جمهوری بعضاً مؤثر واقع شده است ولی بایستی دقت نمود که در انتخابات منطقه ای مانند انتخابات مجلس ویا انتخابات شوراها با توجه به بافت اجتماعی منطقه ونیز کاراکتر منطقه ای این انتخابات پروسه ی تحریم تاًثیرگزاری کمتری داشته است .

با اعتقاد به دموکراسی و پلورالیسم و آزادی عقیده در داخل حرکت ملی و تغییر ادبیات  مبتنی بر هم رأیی نیروهای درون حرکت ملی با تکیه براصل خود انتقادی، تغییرات زیر بنایی را میتوان در جریان حرکت ملی ایجاد نمود. انتخابات پیش روی مجلس را می توان  به عنوان یک اتفاق نسبتا مهم  سیاسی و تأثیر گزار بر آورد نموده و همچون تجربه های عملی انتخابات گذشته، انتخابات آتی را می توان به عنوان یک فرصت جهت تاًمین منافع کلی آذربایجان در نظر گرفت و با توجه به شرایط مناطق مختلف استراتژی انعطاف پذیرتری را اعمال کرد.

اصولاً تحریم انتخابات با هدف ایراد به مشروعیت رژیم و ابراز اعتراض به وضع موجود از طرف نیروهای سیاسی با هدف جلوگیری از مشارکت حداکثری جامعه صورت می گیرد . با یک آنالیز واقع بینانه نتیجه گیری می شود که انجام تحریم انتخابات از طرف گروهایی مؤثر واقع می شوند که در صورت کنار گیری از شرکت در انتخابات عملاً رقابت سیاسی طی آن از بین رفته و انتخابات از منظر ناظرین وعامه ی جامعه مشروعیت خود را از دست داده و به صورت مؤثر مشروعیت رژیم برگزار کننده انتخابات زیر سؤال خواهد رفت. به عنوان مثال چنانچه کلیه احزاب مخالف در روسیه انتخابات آینده ریاست جمهوری را تحریم کرده و از معرفی نامزد خودداری کنند، در این صورت حزب حاکم باقی مانده در عرصه ی رقابت محتاج رقیبان خود جهت اخذ مشروعیت خواهد بود. اما در مورد ایران با توجه به شرایط مشروعیت سیاسی رژیم در سطح داخلی وجهانی تحریم گروههای مخالف تاًثیر چندانی در برگزاری ویا کاهش و افزایش سطح مشروعیت انتخابات یا رژیم در سطح کلان  نخواهد داشت. از طرفی با توجه به منطقه ای بودن این انتخابات و بافت اجتماعی جامعه آذربایجان و چیدمان کاندیداها خصوصاً در حوزه های کوچک رقابت انتخاباتی براساس منافع منطقه بلکه براساس تعصب قبیله ای و طیفی خواهد بود. لذا تحریم آن از طرف حرکت ملی در سطح کلان تاًثیر چندانی در مشارکت یا عدم مشارکت مردمی نخواهد داشت_ از طرفی در برخی مناطق آذربایجان مانند آذربایجان غربی تحریم انتخابات عملاً عرصه را برای مهاجران کرد مناسب خواهد  کرد که باعث انتخاب نمایندگان کرد وتأسیس نظر ناظران مبنی بر کرد نشین بودن وحوزه های انتخابی خواهد شد _ با توجه به عدم معرفی کاندیدای مشخص در حوزه های انتخابیه از طرف کلیت حرکت ملی که در صورت معرفی نیز ازفیلترینگ ارگانهای نظارتی عبور نخواهد نمود و نیز بحث مشروعیت رژیم عملاً بحث مشارکت فعال در پروسه ی انتخابات منتفی است. با در نظر گرفتن موارد فوق میتوان  اهداف زیر را در رابطه با انتخابات آتی مجلس ایران در نظر گرفت :

1.  استفاده از فضای انتخاباتی در جهت آگاهی سازی مطابق با خط فکری حرکت ملی وارتقاء هر چه بیشتر شعور سیاسی و انتخاباتی مردم.

2.  تدوین مطالبات عمومی و منطقه ای و رایزنی با کاندیداهای مناطق وحوزه های انتخاباتی جهت مطرح نمودن مطالب قانونی.

3.  مشارکت در مناطق بحران خیز به خصوص آذربایجان غربی جهت جلوگیری از خالی شدن میدان به نفع اقوام مهاجر .

4.  برنامه ریزی و ایجاد طرحها جهت تقویت زیربنای مناطق و استفاده از پتانسیلهای موجود جهت رفع بیکاری وجلوگیری از مهاجرت ساکنین اصلی با تاًکید برپروژه های زیر بنایی مانند نیروگاه، راه، راه آهن، توریسم و کشاورزی.

5.  خواستهای فرا منطقه ای از قبیل تشکیل فراکسیون ترک ویا آذربایجان در مجلس.

6.  طرح نجات دریاچه ارومیه به عنوان یک معضل حیاتی آذربایجان.

7.  ایجاد فضای باز سیاسی وتقویت نهادهایNGOها در زمینه ی فرهنگی ،زیست محیطی واجتماعی.

8.  ایجاد نشریات سیاسی وفرهنگی وادبی به زبان ترکی در سطح منطقه ای و ملی و ایجاد کانال تلوزیونی سراسری به زبان وادبیات تورکی در صدا سیما

9.  اجرای اصول معوقه ی قانون اساسی دررابطه با حقوق ملل و حقوق شهروندی.

10.                بازبینی وباز نویسی قوانین قضایی کشور براساساصول حقوق بشر واصل برابری وآزادی انسانها.

11.                ...

12.                شهرام رادمهر

13.2012-02-24

 

 

 

سایت http://yenigamoh.com ارگان رسمی تشکیلات "یئنی گاموح" (جنبش نو بیداری ملی آذربایجان جنوبی) می باشد. نشر مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.

جهت ارتباط سریع با ما، می توانید با آدرس زیر تماس بگیرید. info@yenigamoh.com