شما اینجا هستید: Home بخش های اصلی مقـالـه و تحلیل گره اتحاد در حرکت ملی آذربایجان جنوبی/ يوروش مهرعلي بيگلي

گره اتحاد در حرکت ملی آذربایجان جنوبی/ يوروش مهرعلي بيگلي

يكي از مهمترين كاركردهاي ناسيوناليسم به عنوان ايدئولوژي دولت-ملت، ايجاد وحدت ملي است. به ويژه ناسيوناليسم رهايي بخش، آشكارترين نمود فلسفه سياست ملي است. براي ملت اسیر استعمار و آسيميلاسيون، ناسيوناليسم تنها راه نجات است. اين نوع ناسيوناليسم با ارتقاء شعور ملی، اراده ملي آن ملت را در حاكميت تمثيل نمايد و براي اين منظور ملت را براي ايجاد حاكميت ملي گرد هم مي آورد. اين عقيده همه اقشار ملت را فارغ از جنسيت و جهان بيني آنها متحد مي كند. سياست وحدت يا سياست ملي اصل جدايي ناپذير ناسيوناليسم است. ناسيوناليسم كه نقطه وحدت در تكثر گروههاي سياسي– اجتماعي است نه تنها توده مردم بلكه جریان های راست گرا و چپ گراي كاملا مخالف هم را نيز بايد گرد هم آورد. اگر چنين نباشد، يا نقص در فعالان پيشرو ناسيوناليسم است و يا ناسيوناليسم موقعيت گفتمان برتر را ندارد. در ميان يك ملت، گفتمان برتر نشان دهنده مهم ترين و ضروري ترين نيازهاست.

اگرچه ناسيوناليسم در آذربايجان جنوبي بسيار با تاخير به منصه ظهور رسيده است، امروزه واقعیت های موجود نشان از آن دارد كه ناسيوناليسم گفتمان سياسي غالب در سرزمين ما است. اما در زمينه‌ بسیج اكثريت در سطح مبارزه‌ ملي به عنوان يك ملت ،همچنين ايجاد وحدت در بين سازمانها و فعالان ناسيوناليسم، وضعيت چندان رضايتبخش نيست. با وجود اهميت بسيار وحدت ملي در راستاي احقاق حقوق ملي و بسيج حول ايدئولوژي ملي، آنچه امروز براي اكثريت ما دغدغه خاطر است، ايجاد وحدت در بين سازمانها و فعالان ملي است. با وجود اينكه ناسيوناليسم در بطن خود حامل وحدت است،‌ وحدت ما به يك گره پيچيده تبديل شده است. بارها دوستان دلسوزمان  براي گشودن اين گره تلاش كرده اند، در داخل و خارج كشور در اين زمينه بارها گام هايي برداشته شده است، اما همگي بي نتيجه مانده است. طرحهايي كه به نام وحدت به ميان آمده اند، خود منشا جدايي هاي جديدي شده اند. وضعيت بدين صورت است كه در ميان ناسيوناليستهاي آذربايجان جنوبي بسيار كم است تعداد كساني كه اميدوارند در آينده نزديك وحدت به وجود آيد.

هرچند بسيار تلخ است اما بايد گفت كه اين نااميدي از يك نظر طبيعي است. چرا که مكانيسم هايي كه جهت وحدت ارائه شده اند بدون در نظر گرفتن ماهيت حركت ملي عرضه شده اند. چنین مکانیسم هایی موجب سقط جنين زودرس اتحاد در حركت ملي شده اند و مقوله اتحاد در حركت ملي را تا مرز ابتذال پیش برده اند.

براي رسيدن به وحدت ملي، در نظر گرفتن چند فاكتور الزامي است:

-          همچنانكه در بالا مورد تاكيد قرار گرفت، ناسيوناليسم به خودي خود منادي وحدت ملي است. اگر گروهها و افرادي كه در راستاي ناسيوناليسم فعاليت مي كنند نمي توانند گرد هم آيند، مي توان گفت درك صحيحي از ناسيوناليسم (متناسب با موقعيت ملت خود) نداريم. افرادي كه در زمينه تئوريك حركت ملي فعاليت مي كنند به جاي فراهم كردن گفتمان موجد وحدت ملي، گفتمانهايي را عرضه مي كنند كه در ذات خود موجد اختلاف هستند. به اسم وحدت ملي و به اسم ناسيوناليسم رادیکال، تكثرگرايي (پلوراليسم) سرکوب، ارزشهاي دمكراتيك پايمال و تصويري از ديكتاتوري و دسپوتيزم براي آينده به نمايش گذاشته می شود و يا به اسم شفافيت و به اسم ايدئولوژي از ايجاد سياست وحدت (سياست ملي) ممانعت به عمل می آید. در نتيجه چنين رويكردهاي اشتباهی، شاهد اتهام زني به يكديگر از سوي افرادي هستيم که همگي از فعالین مدعی در زمينه ملي‌گرايي هستند. با اين نوع رفتارها، اعتماد متقابل در حال از بين رفتن است و در این شرایط شخصي كه سوداي ایجاد وحدت دارد به ميدان مي آيد و بدون در نظر گرفتن همه اينها با بوق و كرنا خواهان گرد هم آوردن همه مي شود. طبيعي است كه وحدت كاذب كساني كه يكديگر را خائن مي خوانند عمر طولاني نخواهد داشت. تا زماني كه درك صحيحي از ايدئولوژي ملي نداشته باشيم، گفتمانهاي سطح پايين بحث روز حركت ملي خواهد بود. در این شرایط که چنین گفتمان هایی بحث روز است، سياست وحدت با موانع جدی روبرو خواهد شد و اتحادهاي بي بنيان تنها در حد ژست باقي خواهد ماند.

-          بسياري از مسائلي كه در حركت ملي به صورت عامل اختلاف ديده مي شوند به خودي خود نه عامل اختلاف بلكه نمود اختلافهاي ديگري هستند. بدون در نظر گرفتن ريشه جدايي ها و اختلاف ها نمي توان صلح و وحدت به وجود آورد. به وي‍ژه باید به اختلافاتي كه در نخستين مراحل حركت ملي به وجود آمده اند دوباره دقت كرد، یعنی زماني كه نقش اشخاص مهم تر از نقش سيستم ها بود و رومانتيسم بر عقلانيت و تفكر غلبه داشت...

انديشيدن به تصميم هاي اشتباه دوره فوق الذكر و اعتراف به آنها، نشانه صداقت ، ايمان و جسارت است و مي تواند دوباره روح اعتماد را وارد حركت ملي كند. جستجوي دليل براي تصميم هاي اشتباه، بري از خطا دانستن و تلاش براي توجيه آنها سبب مي شود كه آنچه نماد اختلاف است خود به صورت اختلاف باقي بماند و بدين ترتيب مسئله وحدت باز هم گره خورده باقی بماند.

-اگر چه وحدت ايده آل حركت ملي است، اما به معناي مشابهت همه نيست، وحدت بدين معنا نيست كه سازمان ها و اشخاص در هر زمينه داراي تفكر مشابهي باشند، وحدت به معناي از بين بردن ديدگاههاي سياسي – اقتصادي به اسم وحدت ملي نيست، بلكه حفظ ديدگاه ها و ادغام آنها با ناسيوناليسم و حركت موازي با آن است. وحدت به معناي اضمحلال و نابودي جنبش كارگران و جنبش زنان نيست بلكه بسته به موقعيت، به معنی ادغام اين جنبشها با ناسیونالیسم و ايجاد فمينيسم بومي و جنبش كارگري بومي است.

-          براي ايجاد وحدت، احترام و اعتماد متقابل ضروري است. سوء استفاده از نام وحدت، تحريك اشخاص به اعمال نادرست به اسم وحدت و خائن خواندن كساني كه به آن نپيوسته اند، لوث كردن مسئله وحدت و كاستن از ارزش آن است و مفهومي كه ارزش خود را از دست مي دهد نمي تواند در آينده منبع انرژي باشد.

اتحاد تحت لواي ملت و وحدت فعالان ملي بستگي به درك صحيح ايدئولوژي ملي دارد، اما براي بسيج ملي و ورود به عرصه عملیاتی، دو فاكتور ديگر نيز ضرورت دارد كه بايستي پرچم دار ايدئولوژي ملي باشند:

-          در جوامع مدني مهم ترين شكل وحدت ملي ايجاد يك جبهه متوازن از چند سازمان مقتدر است. از اين رو ايجاد سازمانهاي قدرتمند، احساس نياز آنها به وحدت و ديدگاه احترام آميز آنها به اختلاف سليقه، ‌از عوامل اجتناب ناپذير است. براي چنين وحدتي در آذربايجان جنوبي هنوز مشكل وجود دارد. هنوز بسته به شرايط كشور نه تنها سازمانهاي ملي – سياسي با هويت مشخص به عرصه نيامده اند، بلكه نيروهاي موثري وجود دارند كه فعاليت سيستماتيك و سازماني را در حركت ملي رد مي كنند و رهبري آخوندوار اشخاص را ترجيح مي دهند. اين امر از یک سو نشان از ضعف جامعه مدني، و از سوی دیگر نشان از آن دارد که حرکت ملی همچنان در مراحل اولیه رشد و پیشرفت خود قرار دارد. گويي هنوز راه درازي تا فعاليت سيستماتيك باقي است. در این شرایط  ایجاد جبهه واحد بر اساس اصول غیرممکن است.

-          عامل ديگري كه مي تواند انگيزه اي براي اتحاد باشد موفقيتهاي مداوم و پي در پي يك سازمان مقتدر است. سازمانهاي كوچك و افراد فعال غير تشكيلاتي، همچون مغناطيس جذب مركز قدرت مي شوند. اما اينكه چنين وضعيتي از لحاظ  آينده دمكراتيك چقدر مناسب است، بستگي به ماهيت سازمان فوق الذكر دارد.

-          در نبود سازمانهاي قوي و در يك جامعه مدني ضعيف، يك رهبر كاريزماتيك مي تواند در ايجاد وحدت ملي موثر باشد، وقتي شرايط براي ظهور يك رهبر كاريزماتيك فراهم باشد، باید از این فرصت بهره جست و وحدت ملي ايجاد كرد. حركت ملي درسال 1375 چنين تجربه اي را از سر گذرانده است، در آينده نيز در شرايط خاص امكان برخاستن چنين انسانهايي از ميان ملت وجود دارد كه در فقدان سازمانهاي قوي مي تواند، سبب اتحاد ملت شود. لازم به ذكر است كه وجه کاریزماتیک يك رهبر ناشي از خصوصيات خود وی و شرايط خاص است. در این شرایط  دوام وحدت ملي ايجاد شده، مستلزم پیشرفت رو به جلوی حرکت و سیستامتیک شدن آن است وگرنه وحدت هيجاني به وجود آمده توسط رهبري كه فاقد پشتوانه يك سيستم دمكراتيك باشد در كوتاهترين زمان ممکن از بين خواهد رفت و می تواند نقطه شروع دسپوتيزم و ديكتاتوري باشد. اين امر در تضاد با بعد دمكراتيك ناسيوناليسم است. ایجاد وحدت در سایه رهبر کاریزماتیک اگر در یک جنبش اعتراضی اتفاق بیافتد، وجود روابط توده-رهبر درجه ریسک بالایی نخواهد داشت، اما برای یک جنبش که به دنبال ایجاد یک سیستم است وجود یک سیستم دموکراتیک در پشت سر رهبر از ضروریات است.

-          -طبيعي ترين عامل ايجاد كننده وحدت ملي، حاكم شدن شرايط فوق العاده بر يك ملت است. در زمان هايي همچون دوران جنگ، دوران انقلاب، دوران مبارزات رهايي بخش، زماني كه يك ملت از سوي ملتي ديگر تحقير مي شود يا در معرض جنايت واقع شود، زمان وقوع يك فاجعه ملي و... .خواسته ها و اختلاف هاي كوچك همگي در سايه قرار مي گيرند و آنچه بر رفتار انسانها حاكم ميشود حس وطن پرستي، مردم دوستي، رهايي، بقاء، غرور، فداكاري، حيثيت و هيجان است. چنين دورانهايي در حافظه ملت ثبت مي شود، بقاء ملت را تضمين مي‌كند و به هويت جمعي ملت معنا مي بخشد(ما در مقابل من). در چنين شرايطي قهرمانان از شماره خارج مي شوند و انسانها بدون قاعده و مقررات و تفاهم متحد مي‌شوند.

طبيعي است كه حركت ملي نمي تواند منتظر به وجود آمدن چنين موقعيتي باشد. اگر سازمان هاي ملي مقتدر، پايبند به اصول اخلاقي و قائل به احترام متقابل داشته باشيم، وحدت استراتژيك آنها و يا حداقل ايجاد يك ائتلاف مي تواند خود خالق وضعيت رمانتيك ذكر شده باشد. لازم است به ياد داشته باشيم كه هر نوع وحدت احتمالي بايستي منبع انرژي، هيجان و سينرژي بيشتر براي حركت باشد وگرنه تلاش براي اتحادهاي محدود كننده كه خواسته هاي غيرسياسي حداقلي را در اولويت قرار مي دهند و القا كننده سكون و محافظه كاري هستند، ارزشي ندارد.

 

سایت http://yenigamoh.com ارگان رسمی تشکیلات "یئنی گاموح" (جنبش نو بیداری ملی آذربایجان جنوبی) می باشد. نشر مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.

جهت ارتباط سریع با ما، می توانید با آدرس زیر تماس بگیرید. info@yenigamoh.com