شما اینجا هستید: Home بخش های اصلی زنـان جنبش زنان ترکیه/ سحر حکمت

جنبش زنان ترکیه/ سحر حکمت

 

مقدمه

جنبش  زنان در ترکیه  را می توان از نظر زمینه اجتماعی به 5 دوره تقسیم کرد، در هر دوره ایدئولوژی خاص و کنشگرانی خاص در حال شکل دادن به مسیر جنبش بوده اند که در متن هر دوره توضیح داده شده است.در هر 5 دوره حضور پر رنگ و دخالت فعال ساختار حکومتی قابل مشاهده است از سوی دیگر از آغاز تا به امروز( حکومت اردوغان) شاهد تقابل و کشمکش گسترده بین مدرنیسم و سنت هستیم. از سوی دیگر این جنبش تحت تاثیر ایدئولوژی های جنبش زنان در غرب بوده لذا رگه هایی از افکار غربی در آن مشهود است و بررسی مروری ای فمینیسم غربی قبل از این جنبش ضروری به نظر می رسد.

آغاز اعتراض

زنان فعال در دوره امپراتوری عثمانی، از دهه ۱۸۷۰ با اعتراض به مسایلی همچون چندزنی (چندهمسری) و نبود حق طلاق برای زنان، بر آن شدند تا وضعیت فرودست زنان را بهبود بخشند. اقدام‌های آنان شامل نوشتن کتاب‌ها و روزنامه‌ها، تشکیل انجمن‌های زنان، برپا کردن فعالیت‌های اعتراضی، و بحث و مجادله بود.

 بعد از جنگ بالکان و جنگ جهانی اول جنبش زنان این منطقه سیاسی‌تر شد و در طی سال‌های جنگ جهانی بخشی از حقوق زنان را احیا کرد. از جمله راهیابی زنان به دانشگاه‌ها در سال ۱۹۱۴، حق کار در کارخانه‌ها و استخدام عمومی در سال ۱۹۱۵، محدودیت چندزنی در قانون خانواده سال ۱۹۱۷ (این قانون به دلیل شرایط جنگ به مرحله عمل نرسید اما به عنوان گام نخست در جهان اسلام بسیار اهمیت دارد). آنها همچنین در سال ۱۹۱۹ کمپینی برای حق رای زنان تشکیل دادند که همگام و در ارتباط با فعالیت جنبش‌های حق رای زنان در سراسر جهان بود.

با فروپاشی و تجزیه امپراطوری عثمانی، دولت تازه تأسیس ترکیه با محور قرار دادن «اصل جدایی دین از سیاست» اقدامات تازه‌ای را در خصوص زنان آغاز نمود که می‌توان از آن جمله به در بر هم زدن ساختار سنتی و اجتماعی زنان، الغای قوانین مبتنی بر مذهب و ... اشاره کرد؛ ضمن اینکه ترکیه بعنوان یک کشور اورپایی، هم مظاهر زندگی نو غربی و هم زندگی سنتی شرقی را تجربه نموده‌است و این دو ویژگی به زندگی در ترکیه شرایط منحصر به فردی بخشیده و تضادها و تناقض‌هایی نیز پدید آورده که بسیار در زندگی زنان تأثیر گذار بوده است.

تاریخ جنبش زنان ترکیه با تاریخ دنیای مدرن رابطه نزدیکی دارد،در کشورهای توسعه یافته، بین تاریخ جنبش زنان که  به نفع زنان در جریان بود، با توسعه مدرنیسم رابطه ای مستقیم برقرار است، در ترکیه نیز شاهد عبور زنان از همین مسیر و ارتباط تنگاتنگ بین توسعه مدرنیسم و نزدیک شدن زنان به مطالبات خود هستیم.

در غرب

در غرب به موازات جوامع صنعتی، مساله حضور زنان در عرصه عمومی در صدر امور جای نگرفته بود ، در کشورهایی توسعه یافته صنعتی و در راس آن انگلیس، دلیل اساسی که راه را بر روی جنبش زنان باز کرد سازمان یافتگی زنان مانند مردان در یک فضای عمومی  بود.

با شکل گیری جوامع صنعتی و جابه جایی و انتقال فعالین عرصه های خاص به یک فضای زندگی عمومی، زنان در اندازه هایی بزرگ از زندگی اجتماعی جدا شدند.

در قرن 17 تشکیل همین  عرصه عمومی با توجه به ارزش های طبقه بورژوازی اروپا، عرصه لازم برای حکمرانی مردان فراهم کرد.

بعد از صنعتی شدن، افرادی که به فورموله کردن متد سیاسی جدید می اندیشیدند، فضای عمومی محدود زنان و فضای خاص زندگی خانوادگی را به عنوان فضای مخصوص زنان قبول کردند.

در شرق

در شرق برای متفکران سیاسی جنبش زنان  به عنوان پایگاه ی هم برای باز کردن فضا برای زنان  در جامعه صنعتی مرد محور و هم مشخص کردن متد سیاسی جامعه جدید مطرح می شد. 

در شرق نیز ظهور جنبش زنان برای اولین بار به عنوان عکس العملی در مقابل طرد کردن زنان در فضای عمومی جدید مطرح شد.

اولین موج

خواسته اساسی زنان در قرن 17 جای گرفتن زنان در زندگی عمومی همانند مردان بود.

جنبش زنان که به خاطر جای گرفتن در محیط های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در حال فعالیت بود، در تاریخ جنبش زنان "اولین موج" را به وجود آورد.

فعالیت های جنبش زنان در موج اول را به طور خلاصه در 3 نکته می توان خلاصه کرد:

1-شکل گیری جدید عرصه زندگی عمومی و جای دادن و مساعد کردن محیط برای رشد استعداد های آن ها.

2- حق مشارکت زنان درعرصه سیاسی

3- احیای حقوق قانونی زنان مانند مردان

به طور خلاصه، موج اول جنبش زنان حضور زنان در زندگی اقتصادی، مشارکت و صاحب رای بودن در زندگی سیاسی و در پلاتفرم حقوقی هم سطح مرد را آماج قرار داده بود.

اصلی ترین ارجاع موج اول جنبش زنان مرد ها هستند و هدف اصلی رسیدن به موقعیت و امکانات همانند مردان است.

موج دوم

هدف موج دوم که  در سال 1960 شروع شده بود ایجاد گفتمانی فراتر از اهداف موج اول  بود.

منبع این حرکت که در راس خود فمنیست های رادیکال را داشت به جای گروه های فمینیستی دیگر که در موج اول باعث رشد و شکل گیری این حرکت شده بودند نه مرد ها بلکه خود زنان بودند.

در موج دوم جنبش زنان، مرد به عنوان چهره ای منفی در حال نمایان شدن است، از آن رو زنان جای گرفته در این جنبش با گفتمان " رهایی زنان " ، با جدا کردن زنان از مردان باعث ایجاد فضایی دو قطبی شدند.

این جنبش تلاش کرد علاوه بر اینکه همه دیوارهای موجود در اطراف همه نهادها از جمله خانواده، مدرسه، دولت، کلیسا و ... را بردارد، زنان را با هویت خاص خود وارد حیات عمومی کنند.

تلاش های موج دوم جنبش زنان را می توان به  ایجاد حیات " عمومی زنانه " متشکل از زنان خلاصه کرد.

موج سوم

در جنبش زنان غرب از سال 1980 به بعد حرکت جدیدی تحت عنوان" موج سوم" رونمایی شد.

این حرکت که باعث افزایش جایگاه و حرمت زنانگی می شد، با دقت بر ارتباط " زن بودن" و " انسانیت"، ارزش های والایی که زنانگی باعث رشد آن می شد با هدف کسب انسانیت مورد استفاده قرار داده بود. 

حرکتی که حول ارزش مثبتی جون زنانگی بزرگ شده بود همزمان در تلاش برای مطرح کردن  زنانگی به عنوان منبعی  " متفاوت" و " خاص" بود.

جنبشی که مخصوصا تحت تاثیر مباحثات پسا ساختارگرایی و پسا مدرنیسم شکل گرفته بود برخلاف موج اول و دوم بیشتر از اینکه سیاسی باشد در تلاش است تا در فضایی "فلسفی" و " فرهنگی" قرار گرفته و در این جهت نظریه ارائه دهد.

حرکتی که فعالیت های فیزیولوژیکی و مراحل رشد را به عنوان منبع قرار می دهد، در حال به پیش بردن چارچوب نظری  خود بر اساس تفاوت شناختی  زنان و مردان است.

برای رشد همه این تفاوت ها و همه نیاز های انسانی لازم مانند عشق، مهربانی، محبت، گذشت، حس کمک کردن به دیگران، احساساتی بودن و رومانتیزم، لازم است همه فرهنگ سیاست انسانی بر اساس این ارزش ها بنا شود.

در نگاه به تاریخ جنبش زنان در دنیااز جمله جنبش زنان غرب ،خود را در مقام قبول زنانگی به عنوان منبع هویتی متفاوت می بینیم.   

حتی اگر جلوتر برویم، با بازتولید کردن مسیری همچون فلسفه، ادبیات، فرهنگ، آموزش  و دین با تاثیرات واقعی، ارزش های مثبتی که از زنانگی نشات می گیرد و ضرورت  انتقال آن ها به انسانیت بیش از پیش به چشم می خورد.

سست شدن ارزش هایی چون تسلط، زیر پا گذاشتن، نابود کردن، جنگ، دعواو فرهنگ مرد محورانه؛ و به جای آن ارزش هایی جون مهربانی، محبت، حس هم نوع دوستی، همبستگی و از خود گذشتگی برپا خواهد شد.

در جوامع غرب رسیدن جنبش زنان به این نکته حقیقی، که زنان را به عنوان عنصر اجتماعی اساسی در این جوامع تبدیل کرده است، قابل مشاهده است.

زنان جای گرفته در اقتصاد، سیاست، ورزش، آموزش و باز شدن شاخه های بیشمار زنان در دانشگاه ها، کتابخانه آثار زنان، موزه زنان و به طور کل اضافه شدن آن ها به عرصه ها و نهاد های موثر گواهی بر ضرورت تغییر در جامعه است.

در ترکیه

مانند جنبش زنان در غرب، در ترکیه هم فعالیت  زنان در زندگی عمومی در قرن 18 شروع شد.

در پایان قرن 16، کشور به حاشیه رانده شده عثمانی در مقابل کشور های غربی در قرن 17 و 18 برای کشورهای غرب  تبدیل به یک بازار اقتصادی شده بود.

برای تبدیل شدن جامعه عرصه عمومی بسته  به یک عرصه مدرن دو چیز نقش حیاتی بازی می کنند:

1-                 از بین بردن دیوارهایی که به اسم مذهب در اطراف مردم شکل گرفته بود

2-                  حضور زنان در محیط بیرون از خانه

از این رو بررسی تاریخ جنبش زنان در ترکیه نیازمند دقت در این دو نکته و همچنین تامل در  فعالیت های دولت در مقابله با این حرکت است.

اولین دوره(از عثمانی تا اولین مشروطه)

اولین دوره جنبش زنان، از زمان عثمانی تا اعلام اولین حکومت مشروطه در حال شکل گیری بود. که این دوره از آغاز عثمانی تا سالهای 1876 را شامل می شود،  که می توان از این دوره به دوره  ای که در آن زنان وارد عرصه عمومی شدند هم نام برد.

در مقابل این حضور زنان دولت دو عکس العمل نشان داد،

1-     در درجه اول ممنوع کردن زنان بود، در قرن 17 و 18 ، چگونگی پوشش زنان، نوع حضور آن ها ، خریدو بازار رفتن ان ها مشخص شده بود . در این دستور نوع رنگ لباس، مکان هایی که زن ها می توانند بروندو ...  نیز نوشته شده بود.

2-     عکس العمل دوم دولت در مقابل حضور زنان در عرصه عمومی از قرن 19 شروع شد.

 

از سال 1842 برای آموزش زنان در عرصه عمومی آموزش های خاص تدارک دیده شد. ابتدا در عرصه ورزش و سپس صنعت و آموزش  از طرف دولت به زنان امکان آموزش داده شد لذاتا قبل ازشروع مشروطه زنان به این حقوق دست پیدا کردند.

دومین دوره (انقلاب مشروطه تا اعلام جمهوریت)

یکی از دوره های سرنوشت ساز جنبش زنان ترکیه از انقلاب مشروطه تا اعلام جمهوریت است.

از این دوره می توان به  دوره ای که در آن زنان در عرصه عمومی نقشی همچون مردان داشتند را نام برد. مهمترین کار اصلاحی در زمینه زنان  را در این دوره عبالحمید ( اخرین پادشاه عثمانی) انجام داد .

عبالحمید در مدارس تربیت معلم زنان را دخالت داد و به زودی گروهی از دبیران معلم ظهور کرد، در بین آن ها تعداد زیادی زن رسام، مترجم، نویسنده، شاعر و ... پرورش یافته بود.

در مشروطه دوم تعداد زیادی از مردمی که شروع به فعالت کردند زنان بودند. در این مشروطه  قانونی که بیش از بقیه بر روی ان بحث رفت قانون زنان بود.

مشروطه دوم از سال 1908 بعد از 29 سال بلاتکلیفی اعلام شد.

در این دوره مشکلاتی که زنان در دوره عثمانی داشتند بررسی شد مشکلاتی مثل طلاق که فقط حق مرد بودو یا برابری حقوقی.   

در این دوره بحث دیگر از حضور در عرصه عمومی گذشته و متوجه ابعاد حقوقی و سیاسی شده بود.  

نشریاتی که در مورد زنان در این دوره چاپ می شد در تلاش بود تا فمنیسمم محلی را راه بیاندازد.

در این دوره اساسی ترین حقی که زنان خواستار آن بودن حق رای بود.

در این دوره همچنین  شاهد حضور عمومی دولت در کنار زنان هستیم.

در مشروطه اول عبدالحمید و در مشروطه دوم گروه سیاسی اتحاد و ترقی به مبحث زنان اهمیت ویژه ای داده بود.

سومین دوره (اعلان جمهوریت)

دور سوم جنبش زنان در ترکیه با اعلان جمهوریت شروع و تا  سال 1980 ادامه داشت.

 با تشکیل جمهوری ترکیه اصلاحات قانونی در حقوق مدنی سال ۱۹۲۶، و حق رای زنان و شایستگی انتخاب شدن برای زنان در سال ۱۹۳۴ به دست آمد.

این دوره به طور کلی دوره ایست که در آن زنان از جنسیت مونث خود رانده شدند.

زنان در این دوره با تشکیل یک گروه سیاسی به نام "خالق پارتیسی" برای کسب حقوق سیاسی خود خواسته های خود راد ر عرصه سیاسی مطرح کردند.

در این دوره رفتار دولت به حمایت از زنان و استفاده از آن ها متمرکز بود.

در این دوره زنان به دیدار اتا تورک رفته و از او حق رای می خواهند و در نهایت حق انتخاب کردن و انتخاب شدن توسط آتا تورک به آن ها داده می شود.

1935 در تاریخ جنبش زنان دارای نقشی بسیار اساسی است،در این دوره زن های فمنیست جای خود را به زن هایی می دهند که در راه ایده آل های جمهوریت در حال فعالیت هستند.

در این دوره آن چنان فضای بازی ایجاد شد برای زنان که ترکیه به عنوان اولین کشور اروپایی که در آن به زنان حق رای داده شده معرفی می شود. در حالی که در اروپا به زنان حق داده شده بود و حتی در اطراف ترکیه مثل بلغارستان هم این حق داده شده بود و چند سال بعد در ایران هم داده شد.

 از جمله کارهای به یاد ماندنی آتا تورک به زنان این بود که در حیات سیاسی و اجتماعی به پیشرو بودن علم و عقل معتقد بود. مهمترین کار اتاتورک قانون مدنی 4 اوریل 1924 بود که در آن تعدد زوجات در این قانون منع شد. مورد بعدی حق ارث و ازدواج بود و همچنین امنیت اقتصادی و حقوقی زنان در اسنا و بعد از ازدواج تامین شد.

از این رو زنان خود را هر زمان  به جمهوریت مدیون احساس می کنند، حتی عده ای از ان به عنوان فمینیسم دولت هم یاد می کنند.

چهارمین دوره(1980 به بعد)

 

موج چهارم بعد از 1980 شروع شد،دوره ای که در آن به دنبال هویت زنان بودند.

در مقابل جنبش زنان در چهارمین مرحله و گرایش به تمرکز و حضور بیشتر آن ها در جامعه، دولت عکس العمل نشان داد. 

در این دوره گروه های فمینیسم رادیکال، برابری خواه و اجتماعی با وجود تفاوت ها ی موجود با هم همکاری کرده و حرکتی مشترک به پیش بردند.

از سوی دیگر، با توجه به توسعه یک گفتمان فمینیستی تحت تاثیر جنبش فمینیستی، نقش سنتی زنان در جامعه محافظه کار اسلامی را مورد توجه قرار گرفت.

 البته نباید از نظر دور داشت که عکس العمل روشنفکران مرد به اندازه  فعالین چپی به فمینیست های اسلامی  به همان اندازه سخت و خشن بود.

 

پنجمین دوره (ترویج فمینیسم بومی)

فاز 5 ام جنبش زنان در ترکیه از سال های 1980 تا 1990  است که شروع مرحله فمینیسم بومی است. در این دوره زنان سنتی محافظه کار بر حقوق زنان محجبه و آزادی آن ها انگشت گذاشتند.

هدف اصلی این حرکت این بود که تمرکز خود را بر مشکلات زنان محلی خود می گذاشت.

خواسته های این جنبش را می توان در 3 بعد خلاصه کرد:

1-     برابری همه زنان از سوی دولت که این اصل برابری بین زنان مدرن و اسلامی را مد نظر قرار می دهد.

2-     حفظ  ارزش و اعتقادات همه زنان و حضور آن ها  در نهادهای دولتی و عمومی

3-     جدا شدن از زندگی خانوادگی و پیوستن به جامعه مدرن به عنوان عضوی اجتماعی

 

امروزه...

بعد از گذشت 5 مرحله از روند جنبش زنان در ترکیه امروزه اهم مشکلات زنان در ترکیه عبارتند از:

1-خشونت خانگی

2-فشار اجتماعی و فرهنگی

3-بهره مندی از فرصت های آموزشی

4-حق کار

5- تبعیض غیرعادلانه درمحلکارو درآمد و ...

 

منابع( گرد آوری):

  ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

ترجمه ای از پایان نامه های:

Türkiyede kadın herekati ve edebiyatımızda kadın sesleri_evren karataş1-

Yasalarda kadın hakları_gülay arıkan2-

Islam hukukunda kadınların köleciği ve hakları_vehide aktoprak3-

و مقالات:

Feminist Movements in Turkey4-

Türkiye'de Yasalar ve Kadının İnsan Hakları5-

 

Özgür kadın_ sibel bayram6-

100. yılında türkiye’de kadın haklarının gelişimi7-

 

و سایت های:

http://www.istanbul.edu.tr/merkezler/webkaum/1htm.html 8-
http://www.morcati.org.tr 9-
http://www.ka-der.org.tr 10-
http://www.amargi.org.tr 11-
http://www.lambdaistanbul.org                                                       12-

 

 

سایت http://yenigamoh.com ارگان رسمی تشکیلات "یئنی گاموح" (جنبش نو بیداری ملی آذربایجان جنوبی) می باشد. نشر مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.

جهت ارتباط سریع با ما، می توانید با آدرس زیر تماس بگیرید. info@yenigamoh.com